یکشنبه 18 فروردین 1392 :: 18:10 ::  نويسنده : ayatiran

 

 

جایگاه خدا نزد مردم یزد در کودکی برایم عجیب بود . آموزش دینی به ما کودکان در آن زمان و در آن شهر ، به ویژه به من و امثال من که روحانی زاده بودیم ، بسیار بیش از آموزش دینی کنونی  ، همه جانبه و از خانه گرفته تا کوچه و مهد کودک و دبستان و مجالس عمومی مذهبی و غیر مذهبی بود .
همه از خدا و پیر و پیغمبر صحبت می کردند ؛ امٌا رفتار زنی از کارگران مهدکودک ما در سال 1328 ؟ ، یا به زبان آن روز کودکستانِ ما که نامش « همت » بود ، را هیچگاه فراموش نمی کنم که می گفت  « من اگر از خدا بخواهم » ، « من اگر گوشه چشمم را به خدا بکنم » و... به زبان بی زبانی خودش را نماینده و نایب خدا بر روی زمین می دانست .
از نزدیکانم نیز کسانی بودند که می گفتند « من اگر گوشه چشمی به خدا بکنم » یا مردانی بودند که سر هر کاری می گفتند « اگر خدا بخواهد » و یا اگر کار صورت نمی گرفت می گفتند : « خدا نخواست ! » .
چنان دعا یا نفرین می کردند که انگار وقتی آنان به یکی می گویند « پیر شوی » تقریبا" به طور مسلم او جوانمرگ نمی شود یا وقتی می گویند « خدا مرگت بدهد » طولی نمی کشد که می میرد ؛ و این یکی وقتی بود که دیگر خودشان را آنقدر ها هم جانشین خدا نمی دانستند و فقط به صورتی به خود جنبه تقدس داده نزدیک به خدا و مستجاب الدعوه معرفی می کردند . اگر از هر صد نفرینشان حتی یکی هم کار گر نمی افتاد باز هم دست از نفرین کردن بر نمی داشتند .  شاید به این دلیل که واکنش در باره هر موضوعی را ضروری می پنداشتند و چون زورشان به کار دیگری نمی رسید نفرین می کردند .
بعدها در تاریخ خواندم که قبل از همه پادشاهان ما خود را « سایه خدا » ، و به عبارت دیگر قائم مقام و جانشین خدا بر روی زمین معرفی می کرده اند و در پس ِ آن چه ظلم ها که بر مخاوقات خدا روانمی داشته اندخود بزرگ بینی » و « ریاکاری » گویا از همهن سه هزارسال قبل هم بین مردم ما وجود داشته است و به غیر از کوروش کبیر که یک استثناء است ؛ در سایر قدیم ترین آثار ما و به ویژه آثار باقیمانده از داریوش کبیر باقی مانده است ؛ و در مورد داریوش که بنابه برخی از منابع تاریخی پسر حقیقی کوروش کبیر را پسر دروغین و « غاصب » معرفی کرده است باید توجه داشت که باز برخی وی را دروغگوئی بزرگ هم برشمرده اند .
برای این چهار صفت « خود بزرگ بینی ن ، « ریا » ، « غصب » جاه و مال دیگران و « دروغ » گوئی بین مردم ایران شاید قدیم ترین کتیبه ها قدیم ترین منابع ما باشند .. 
 



انسان شناسی ، مردم شناسی و فرهنگ شناسی ایران بزرگ . Anthropology,Ethnology,and Culture of Greater Iran
identification des sources de l'ethnologie d,Iran , et des Bibliographies
درباره وبلاگ

Anthropology,Ethnology,and Culture of Greater Iran . Alireza Ayatollahi با وجود تحصیلات کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکتری مردم شناسی ( در گرایشهای معماری و شهرسازی - فنٌی و اقتصادی ، و فرهنگی ) در دانشگاه پرووانس فرانسه و نهایتا" دعوت به عضویت در هیئت علمی آموزشی دانشگاه شهید بهشتی در سال 1363 و تدریس مردم شناسی فرهنگی در سال 1365 در آن دانشگاه ، اذعان می کنم که در بدو امر مردم شناسی برای من علم نبود ؛ ابدا" علم نبود ؛ بیشتر یک تفنٌن بود : از سال 1335 به جمع آوری فولکلور یا فرهنگ مردم و تاحدودی مردمنگاری آگاهانه و غیر آگاهانه پرداختم . از سال 1345 وسیله ی خود نمائی و کسب شهرت بیشترم می شد و از 1351 اندک در آمدی از این راه . بعدها که در فرانسه به تحصیلات آمایش سرزمین و اقتصاد توسعه پرداختم متوجه شدم که بدون جامعه شناسی در کشورهای پیشرفته و مردم شناسی در کشورهائی نظیر ایران ، مدیریت و برنامه های فنٌی - اقتصادی آنچنان که باید و شاید به اهداف عالی خود نمی رسند . مردم شناسی یک مطالعه است ؛ یک علم به مفهوم حقیقیِ آن نیست ؛ و نتایجی که از مطالعه ی یک مردم شناس به دست می آیند نسبتا" صحیح اند و نسبتا" غلط : نه فقط مردم شناسی ، بلکه تمام علوم انسانی و اجتماعی « نسبی » هستند ؛ و چون ریاضیٌات به پاسخ هائی مطلق نمی رسند . علوم انسانی به همین دلیل روشی جامع و مانع و مسلٌم و مقبول همگان برای مطالعات خود ندارند .هرکسی با سلیقه و دیدگاه خود وارد آنها می شود و روشی پیشنهاد می کندکه باز این روشهای کار هم برخی بیشتر و برخی کمتر مورد قبول و استفاده سایر مطالعه گران قرار می گیرند . ناتوان تر از همه کسانی هستند که به ترجمه روش های مردم شناسی در سایر کشورها می پردازند که غالبا" در شناخت مردم ایران آنطور که باید و شاید کار آئی ندارند . روش و حوزه عمل این مطالعات سبب می شود که برخی « انسان » و به ویژه شیوه رفتار وی را ملاک عمل قرار دهند و به انسانشناسی anthropology معتقد باشند که انگلیسی زبانان دنیای غرب بیشتر در این طیف قرار می گیرند . برخی دیگر معتقدند که چوم اصل شناخت اجتماعی بر « روابط اجتماعی » است بنابر این اصل بر یک اجتماع ( مردم ) و شناخت آن به عنوان یک کل ، یعنی مردم شناسی ethnologie است که فرانسویان و اکثر تحصیلکردگان صادق فرانسه از این طیف اند . فرهنگ می تواند شامل قواعد رسمی و قوانین و مقررات ( که از جمله در جامعه شناسی مورد مطالعه قرار می گیرند )باشد ؛ امٌا چون حاصل رفتار ی عادٌی شده، رسم شده ، سنٌت شده ، و...در میان یک مردم است ، به خصوص در کشورهائی نظیر ایران ، مقتضی روش های شناخت مردم شناسانه است هرچند که اصطلاح فرهنگ شناسی culturologie نیز در دهه های اخیر باب شده باشد . از تدریس در این حوزه ، به خصوص در ایران ، بیزارم ؛ امٌا عاشق و حتی معتاد مطالعات مردم شناسی هستم ؛ و گرچه خود به خود هم به آن می پردازم ؛ امٌا بیشتر دوست دارم که در باره آن با دیگران هم شریک شوم . شما چطور ؟ .
آخرین مطالب
پيوندها
 
 
 

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید