|
دوشنبه 24 تیر 1392 :: 23:09 :: نويسنده : ayatiran
نخستین اسناد و مدارک انسانشتاسی و مردم شناسی تاریخی ( تاریخ فرهنگ ) ایران (3)
نیرنگستان
صادق هدایت را می توان به درستی پدر مطالعات « فرهنگ مردم » ( فولکلور ) ایران دانست که در سال 1305 مقاله ای در باره « جادو گری در ایران » ( ترجمه و منتشر در سال 1310 در مجله جهان نو ) در مجله ای در فرانسه نوشته است و در 1310 کتاب اوسانه از وی در این حوزه منتشر شده است . امٌا مهمترین اثر مطالعاتی وی در این زمینه را کتاب نیرنگستان ، منتشره در سال 1312 می دانند .
نیرنگستان صادق هدایت حاصل برهه ای از تاریخ ادبیات ایران است که سیاست ملی گرائی حاکم بوده است ، غالب مردم از آن پیروی می کرده اند ، و نویسندگانی بسیار با رغبت کامل و آگاهانه ، یا در همرنگی با جماعت ، در این قلمرو فعٌال شده اند .
هدایت در نیرنگستان به مفهوم یک « فرهنگستان عامٌه » یا مجموعه ای از « فرهنگ مردم » ایران به تحلیل تاریخی برخی از مشهور ترین و عمومی ترین عقاید عامٌه مردم ایران ، و ریشه یابی آنها در آثار باقیمانده از فرهنگ پیش از اسلام ، ایران پرداخته است ؛ و هدف خود را در ابتدای کتاب به این نحو تشریح کرده است :
«كاوش و تحقيق درباره اعتقادات عوام…، نه تنها از لحاظ علمي و روانشناسي قابل توجه است بلكه برخي از نكات تاريك فلسفي و تاريخي را برايمان روشن خواهد كرد و پس از تحقيق و مقايسه اين خرافات با خرافات ساير ملل ميتوانيم به ريشه و مبدأ آداب، رسوم، اديان، افسانهها و اعتقادات مختلف پيببريم. زيرا همين قبيل افكار است كه همه مذاهب را پرورانيد، ايجاد نموده و از آنها نگهداري ميكند، همين خرافات است كه گلة آدمي زاد را در دورههاي گوناگون تاريخي قدم به قدم راهنمايي كرده و تعصبها، فداكاريها، اميدها و ترسها را در بشر توليد نموده است و بزرگترين و قديميترين دلداري دهنده آدميزاد به شمار ميآيد و هنوز هم نزد مردمان وحشي و متمدن در اغلب وظايف زندگي دخالت تام دارد.» (نيرنگستان، ص9)
فصول نیرنگستان عبارتند از :
آداب و تشریفات زناشویی- تاریخچه- زن آبستن- اعتقادات و تشریفات گوناگون- آداب ناخوشیها- برای برآمدن حاجت ها- خواب- مرگ- تفال ناشی از اعضای بدن- تفال، نفوس، مروا، مرغوا- ساعات، وقت، روز- احکام عمومی- دستورها و احکام عملی- چند اصطلاح و مثل- چیزها و خاصیت آن- گیاهها و دانه ها- خزندگان و گزندگان- پرندگان و ماکیان- داو ودد- بعضی از جشنهای باستان- جاها و چیزهای معروف- افسانههای عامیانه- گوناگون-[۱]
*
آثاري كه هدايت در زمينه فولكلور گردآورده و نوشته است به شرح زير ميباشد:
- نيرنگستان
- اوسانه
- ترانههاي عاميانه
- متلهاي فارسي
- فلكلر يا فرهنگ توده
- طرح كلي براي كاوش فلكلر يك منطقه
- قصهها و افسانهها
- ترانهها
- امثال و اصطلاحات محلي
- وغ وغ ساهاب
چهارشنبه 01 خرداد 1392 :: 21:15 :: نويسنده : ayatiran
تابستان 1335 ، یعنی همان تابستانی که سیلی مهیب در منطقه هدش و تزرجان یزد جاری شد ، علاوه بر نقٌال ها که بیشتر عصرها در محلٌ سرچشمه قنات دوازده امام تزرجان به نقٌالی یا نقل قصٌه ای مشهور و غالبا" قبلا" مکتوب ، می پرداختند ؛ عمویم ، میرزا باقر ، که برخی به وی شیخ باقر هم می گفتند ، سه چهار تا قصٌه ی خود ساخته داشت که برای دوستان و نزدیکان مثلا" در محلٌ سرچشمه قنات باقی آباد ، تعریف می کرد ؛ و به مقتضای سنٌ و شهرت طلبی ! بنده هم در آرزوی چنین مزیٌتی بودم .
عموی نامبرده ام راهنمائی کرد که برای قصٌه ساختن ابتدا باید قصٌه هائی متعدد بخوانی که فقط به قصٌه های مشهور مورد استفاده نقٌالان چون قصٌه های شاهنامه - امیر ارسلان - حسین کرد شیستری - مختارنامه - چهل طوطی و امثال آنها ختم نمی شوند ؛ و لابد کتاب هائی در کتابخانه ها وجود دارند که ...
زمستان همان سال 1335 معلٌم موسیقی ما در دبستان حکمت ، آقای حسینی ، قصٌه ای ساخته بود بنام « دَبَه گَلِ میخ » که در کلاس ما ، کلاس پنجم ، هم تعریف کرد .
در پی این قصٌه شنیدن ها و تمایل به قصٌه نویسی در سال 1335 ، به راهنمائی جوانترین عموهایم که نامبرده و میرزا مهدی و میرزا محمود باشند به کتابخانه وزیری یزد می رفتم و به جستجوی کتاب های قصٌه و قصٌه خوانی که کتابدار آنجا ، آقای ضیافتی ، کتاب هائی از قصٌه و فولکلور و امثال و حکم و... به من معرفی کرد که همه را خواندم . وی ذکری هم از کتابی مشهور به نام نیرنگستان کرد که هیچگاه به دست من نرسید .
آنچه مرا به این کتاب ، که بخشی از شناخت فرهنگ مردم ایران را هم در بردارد ، تشویق می کرد این بود که بخش هائی از آن در مجلٌه - هفته نامه های رایج آن زمان ( اطلاعات هفتگی - سپید و سیاه - تهران مصور - روشنفکر - امید ایران - فردوسی - و... بعدها زن روز ) چاپ و منتشر می شد که آن هفته نامه ها را خواندنی تر می کرد .
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: 12:19 :: نويسنده : ayatiran
دوشنبه 19 فروردین 1392 :: 21:33 :: نويسنده : ayatiran
چون در کودکی و نوجوانی ، در اوج کنجکاوی در زندگی روزمره در سبک زندگی و تفاوت های آن بین مردمان کوناگون ، در یزد زندگی می کردم ؛ و به موازات ان که این تفاوت را بین سبک زندگی مردم شهر و سبک زندگی روستائیانی که هرتابستان ، و به منظور گذران در ییلاق ، بین آنان در باقی آباد طزرجان یزد ، می دیدم و برانداز می کردم ، و به دلیل اینکه زرتشتیان یزد برای بسیاری از امور خود به دفتر پدرم می آمدند و متوجٌه تفاوت های لباس و به طور کلٍی ظاهر و زبان و رفتار آنان با مسلمانان یزد می شدم به این فکر افتادم که چرا زرتشتیان چندان علاقه ای به صنعت و بازرگانی ندارند ؟ ؛ و با وجود تموٌل کافی به این امور نمی پردازند ؟ برعکس ، علاقه ی خاصٌی به کشاورزی ، و شاید به همین دلیل ، به زمینداری و مستغلات داشتند .
ورود مکرر به « باغ و خانه » های زرتشتیان در مزرعه احمدخان ، که درمرز غربی باقی آباد و تقریبا" چسبیده به آن قرار داشت ، و برای خرید اقلام متفاوتی از میوه ها از آنان به کنه زندگی ظاهریشان وارد می شدیم ، ونظر به محبتی صمیمانه که همیشه به خانواده بزرگ ما ، یعنی احفاد پدربزرگ پدریم داشتند مارا می پذیرفتند ، کنجکاویم نسبت به آنان بر انگیخته شد تا آنجا که وقتی خواستم در باره شان مطالعه کنم و کتاب و مقاله بخوانم یکی شان که بگمانم خود سواد خواندن و نوشتن نداشت کتاب بندهشن را به من معرفی کرد .
![]() من این کتاب را که قبل از اسلام تالیف شده است ندیده ام ؛ امٌا به گمانم یکی از قدیمی ترین منابع تاریخی انسان شناسی و مردم شناسی ایران و تاریخ فرهنگ این کشور باشد ، چنانکه نوشته اند شامل است بر :
- جهان بینی و جهان شناسی ایرانیان باستان
( آفرینش جهان و انسان ... )
- افسانه های پیشدادیان و کیانیان که بعدا" در شاهنامه آمده است
- شهرهای بزرگ ایران
و...
که صادق هدایت ( که امروز سالروز درگذشت اوست ) سال ها قبل از آن به این کتاب و سایر کتاب های باقیمانده از قبل از اسلام پرداخته است و قصد تهیٌه فرهنگستانی از آنها داشته است که بعدا" شرح خواهیم داد .
جایگاه خدا نزد مردم یزد در کودکی برایم عجیب بود . آموزش دینی به ما کودکان در آن زمان و در آن شهر ، به ویژه به من و امثال من که روحانی زاده بودیم ، بسیار بیش از آموزش دینی کنونی ، همه جانبه و از خانه گرفته تا کوچه و مهد کودک و دبستان و مجالس عمومی مذهبی و غیر مذهبی بود .
همه از خدا و پیر و پیغمبر صحبت می کردند ؛ امٌا رفتار زنی از کارگران مهدکودک ما در سال 1328 ؟ ، یا به زبان آن روز کودکستانِ ما که نامش « همت » بود ، را هیچگاه فراموش نمی کنم که می گفت « من اگر از خدا بخواهم » ، « من اگر گوشه چشمم را به خدا بکنم » و... به زبان بی زبانی خودش را نماینده و نایب خدا بر روی زمین می دانست .
از نزدیکانم نیز کسانی بودند که می گفتند « من اگر گوشه چشمی به خدا بکنم » یا مردانی بودند که سر هر کاری می گفتند « اگر خدا بخواهد » و یا اگر کار صورت نمی گرفت می گفتند : « خدا نخواست ! » .
چنان دعا یا نفرین می کردند که انگار وقتی آنان به یکی می گویند « پیر شوی » تقریبا" به طور مسلم او جوانمرگ نمی شود یا وقتی می گویند « خدا مرگت بدهد » طولی نمی کشد که می میرد ؛ و این یکی وقتی بود که دیگر خودشان را آنقدر ها هم جانشین خدا نمی دانستند و فقط به صورتی به خود جنبه تقدس داده نزدیک به خدا و مستجاب الدعوه معرفی می کردند . اگر از هر صد نفرینشان حتی یکی هم کار گر نمی افتاد باز هم دست از نفرین کردن بر نمی داشتند . شاید به این دلیل که واکنش در باره هر موضوعی را ضروری می پنداشتند و چون زورشان به کار دیگری نمی رسید نفرین می کردند .
بعدها در تاریخ خواندم که قبل از همه پادشاهان ما خود را « سایه خدا » ، و به عبارت دیگر قائم مقام و جانشین خدا بر روی زمین معرفی می کرده اند و در پس ِ آن چه ظلم ها که بر مخاوقات خدا روانمی داشته اندخود بزرگ بینی » و « ریاکاری » گویا از همهن سه هزارسال قبل هم بین مردم ما وجود داشته است و به غیر از کوروش کبیر که یک استثناء است ؛ در سایر قدیم ترین آثار ما و به ویژه آثار باقیمانده از داریوش کبیر باقی مانده است ؛ و در مورد داریوش که بنابه برخی از منابع تاریخی پسر حقیقی کوروش کبیر را پسر دروغین و « غاصب » معرفی کرده است باید توجه داشت که باز برخی وی را دروغگوئی بزرگ هم برشمرده اند .
برای این چهار صفت « خود بزرگ بینی ن ، « ریا » ، « غصب » جاه و مال دیگران و « دروغ » گوئی بین مردم ایران شاید قدیم ترین کتیبه ها قدیم ترین منابع ما باشند ..
انسان شناسی ، مردم شناسی و فرهنگ شناسی ایران بزرگ . Anthropology,Ethnology,and Culture of Greater Iran identification des sources de l'ethnologie d,Iran , et des Bibliographies درباره وبلاگ آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||||
|
|
|||||