|
مصاحبه معمولا" روشی است که مارا به یاد فعالیت های روزنامه نگاری می اندازد ؛ امٌا یکی از مهم ترین روش های انسان شناسی و مردم شناسی است ؛ منتهی در اینجا سؤالات متعدد با فرض رسیدن به نتیجه ای معینوجود ندارد ؛ بلکه به اصطلاح « مصاحبه آزاد » است ؛ و چه بسا پرسش شونده در پاسخ یک سؤال به نقل ، روبیت و شرح و تفصیل چندساعته موضوع بپردازد ؛ که ، معمولا" ، اگر ضبط نشود طبیعی تر صحبت می کند .
بهتر است با تذکر دادن ها و سؤال کردن های پیاپی آرامش ، ریتم و اعتماد به نفس راوی را نیز به هم نزنیم .
مصاحبه کننده باید یا تند نویس باشد یا حافظه ای قوی داشته باشد .
روشهائی برای مصاحبه وجود دارد که در اسناد و مدارک یا به اصطلاح کتابها و مقالات مربوطه آمده اند . امٌا به نظر می رسد بهترین روش همان طرح یک سؤال و آزاد نهادن پاسخگو تا انتهای پاسخ باشد تا بعدا" با س>الاتی دیگر نزد وی و امثال وی مطلب مورد نظر تکمیل شود؛ و این همان فعالیتی به اصطلاح مردم شناسانه است که در دوره جوانی ، از حدود 1340 تا1346 ( که در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی به صورتی پاره وقت - دانشجوئی شاغل شدم ) داشته ام و بعدا" به تکمیل نتایج پرداخته ام . در این راه امروز دینی به کسانی دارم که پاسخگوی بنده بوده اند ؛ به خصوص :میرزا جواد آیت اللهی - بیبی رباب آیت اللهی - سید مهدی آیت اللهی - آقا جعفر آقا آیت اللهی _ حاج میرزا کاظم آیت اللهی - آقا میرزا باقر آیت اللهی - بی بی صدیقه آیت اللهی - آقا شیخ مهدی آقا شریعتمداری - آقا سید محمود آیت اللهی - اصغر آقا اتحادیه - آقا سید احمد آیت اللهی - آقا علیرضا وثوق - حاج محمد علی پاپلی - حاج جواد پاپلی - آقای صدر آبادی - محمد زرکش - محمدِ اکبرِ حسینِ رضا - استاد علی اکبر نجار باقی آبادی - رستم ( زرتشتی ) آقای مهربان ( زرتشتی ) - آقای فصاحت (دفتر یار ) - آقا محمد علی موحدی -و...همه در یزد .
انسانشناسی ، و به خصوص مردم شناسی ، غریزی است ، ذاتی است ؛ هنر است .
در مردم شناسی ، علاقه مندی به موضوعات مردم شناسی را شرط نخست می بینم .
حافظه ی قوی می تواند شرط دوٌم باشد .
... و به این دو ، شمٌ مردم شناسی اضافه می شود .
برخی این شمٌ را هنر می نامند .
امٌا هنر مردم شناسی در « روش های شناخت مردم » تجلٌی می کند : تکنیک ها ، تاکتیک ها ، خط مشی ها ، استراتژی ها ... ( متد ها ) .
طبیعتا" اگر آموزشی صحیح از استادی که خود مردم شناس و دارای آموخته های معتبر باشد ، هم ببینیم ، از مردم شناسی دیگران و تجربیات حاصله شان هم بهره میبریم ...
... و این همه وقتی تحقق می یابد که عملی شود ؛ یعنی مشتاق مردم شناسی خود به مطالعه و تحقیق بپر دازد .
مردمشناسی که سالهاست مردم شناس است ؛ در این رشته تحصیل کرده است ، دکترا گرفته است ، استاد دانشگاه شده است ، و...و...و... حتی یک کار بکر و مردم شناسی حقیقی ارائه نداده است ، دکتر هست !( که خدا می داند تزش تا چه حد واقعا" یک تز بوده است ؟! ) ، استاد دانشگاه هم هست ، چه بسا مترجم و مؤلف هم هست ! امٌا مردم شناس ؟ ؛ نه مسلمٌا" ! .
در مقابل ، یکنفر عوامی ، یا غیر عوامی و مشغول و متخصص در رشته ای دیگر ، که نوشته ای بکر و بدیع در « تحلیل » ( که ضروری است ) گوشه ای از زندگی مردم ، یا حتی فقط توصیف دقیق ( جامع و مانع ) و کارآی ز ندگی ایشان داشته باشد ، مردم شناس است یا لااقل مردمنگار است ...
... و از اینجا بود که بنده ی کمترین قبل از اینکه در سال 1344 وارد دانشگاه تهران شوم ، و دروسی مستقیم یا غیر مستقیم در حوزه مردم شناسی به عنوان واحد درسی انتخاب کنم ، در مسیر مردم شناسی قرار کرفته بودم ...
پدرم هیچ مطلبی در باره مردم شناسی ننوشته بود و احتمالا" جائی هم نخوانده بود ؛ امٌا همین که موضوعی از مردمشناسی را مطرح می کردم عملا" ، و به سبک خاصٌ خود ، به من تدریس می کرد ؛ وی از کسانی بود که :
مردم دوست هستند
به زیر و بم زندگی مردم توجه دارند ،
قدرت تحلیلشان ذاتا" بالاست ؛ و استعداد ربط دادن هر امر اجتماعی به امری دیگر ، تحول آن طی عصر حاضر ، چرائی و به اصطلاح فایده ی آنها و... را دارند ...
غالبا" دارای حافظه ای قوی هم هستند
قدرت بیان سلیس دارند و مطلب را به خوبی پرورده ارائه می دهند
و تخصص و شغل پدرم در روحانیت ( معقول و منقول ، به ویژه فقه ، حقوق و تاریخ ) و ارتباط مداوم با مردم شهر و روستا و طایفه چند هزارنفریش ... از وی یک « استاد » ساخته بود ( نه چون برخی از به اصطلاح استادان مردم شناسی کنونی که تقریبا فقط با خانواده خود مرتبط اند و آنهم هرگاه مشغول تلویزیون و اینترنت و... نباشند فقط در اتوموبیل خودشان رفت و آمد می کنند ، و نه تنها حوصله مراوده با دانشجویان و سایرین را ندارند که ذاتا" مردمگریز اند ! ) . گاهی که برخی از گفته های پدرم را برای دکتر محمود روح الامینی و سایر استادان مردم شناسی دهه های 1350 و 1360 دانشگاه تهران نقل می کردم با تعجب به تحسین می نشستند ...
مردم شناسی فقط آنچه که فلان محقق معروف در فلان دیار غریب و مربوط به مردمی غیر از مردم ما گفته است ، نیست ....
انسان شناسی ، مردم شناسی و فرهنگ شناسی ایران بزرگ . Anthropology,Ethnology,and Culture of Greater Iran identification des sources de l'ethnologie d,Iran , et des Bibliographies درباره وبلاگ موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها |
|||||
|
|
|||||