|
رسم سیزده به در در یزد رونق گرفته است .
این رسم که گویا ریشه اش به اوایل دوره حکومت قاجاریان می رسد مشترک میان تمام اقوام و مذاهب یزد بوده است و به این ترتیب هیچ جنبه ای اعتقادی ندارد که « آئین » خوانده شود . با این وجود از آنجا که در محل « 13 » به در خوانده می شود آنرا به گریز حوادثی که ممکن است در سیزدهمین روز از سال در شهر نصیب مردم شود و گریز از شهر به منظور گریز این شومی نسبت داده اند ؛ و به آن جنبه ای عقیدتی نیز بخشیده اند .
امٌا فقط موضوع در رفتن از شهر مطرح نیست و شرط استفاده از شگون سرسبزی نوی بهاری هم مطرح است و جدیدا" به این بهانه دولت نام آن را روز طبیعت نهاده است .
پنجاه شصت سال قبل از این گروهی که در راس آنان روحانیان شهر قرار داشتند این رسم به سوی سبزه زارها و باغات بیرون شهر رفتن را به خاطر همان اعتقاد به نحسی سیزده یک رسم خرافاتی می دانستند و از آن احتراز می جستند ؛ حال آنکه هم اکنون به عنوان روز طبیعت و طبیعت گردی تقریبا" همه به اجرای این رسم راغب شده اند و دیگر هیچ روحانی یا مؤمن مقدسی آن را نهی نمی کند .
دلیل دیگری که اجرای این رسم در این اواخر گستره ای بسیار چشمگیر یافته است افزایش توان مردم ، مثلا" داراشدن اتوموبیل شخصی برای بیرون رفتن ،و امکاناتی چون پارک ها است که دولت و شهر داریها به وجود آورده اند . استقرار امنیت هم مزید برعلٌت شده است ؛ و مزاحمین اشرار گونه و « چشم چران » ها به شدٌت کاهش یافته اند .
پنجاه - شصت سال قبل از این به ندرت مردم از صبح بیرون می رفتند ؛مگر ثروتمندانی که تعدادشان تخمینا" به یک بیستم از سیزده گردان هم نمی رسید ؛ و غالب سیزده رو ها فقط عصر از مرز های شهر می گذشتند و در جوار گندم زارهائی که در اطاف شهر وجود داست به سیر می نشستند . امٌا اکنون جمعیتی انبوه از صبح از شهر بیرون رفته گاه به روستاهائی تا صد کیلومتری یزد سفر می کنند .
شاید نخستین بخش از این رسم بیرون انداختن سبزه ی خود پرورده به زحمت سفره ی هفت سین از شهر به قصد دیدار سبزه های طبیعت چون نعمت رایگان الهی باشد که متاسفانه جدیدا" رسم انداختن آن به درون آب جاری از برخی از دیگر شهرها میان یزدیان نیز رسوخ کرده است ؛ به این ترتیب کهنه ی حاصل رنج را به عنوان سمبلی از نحسی زندگی به دست طبیعت می سپارند و از آن رها می شوند .
در طول اجرای رسم می بایست شاد باشند و شادگوئی کنند تا نحسی در آن روز و در طول سال دامنشان را نگیرد . گاهی افرادی را که با یکدیگر قهر اند آشتی می دهند تا بیشتر خوش بگذرد و...
حتی الامکان گروه سیزده به در باید بیشتر باشد و این است که معمولا" چند خانواده از اقوام نزدیک یا گاه همسایگان و جدیدا" همکاران گروهی به بیرون می روند ؛ و آن روز به دیدنائی با یکدیگر هم می پردازند .بنابر این به نوعی میهمانیگونه می شود . گاه یک خانواده بقیه خانواده ها را به غذا و... دعوت می کند ؛ امٌا اکثرا" سعی می کنند غذای خانواده خود را به همراه آورده موقع صرف نهار همه از همه ی غذا ها استفاده می کنند که این نیز بر تقویت روح وحدت و انسجام خانواده های مشارکت کننده می افزاید .
رسم است که غذاها بیشتر از رنگ های سبز و فاقد رنگ زرد تهیه شده باشند ؛ مثل سبزی پلو ، باقلی پلو ، و... اگر کاهو بیابند کاهو - سکنجبین از خوراکیجات اصلی روز سیزده نوروز خواهد بود . شولی نیز جایگاهی دارد امٌا آش رشته در پنجاه - شصت سال قبل از این در شهر یزد چندان جایگاهی نداشت .
مشهور ترین رسم ، سبزه گره زدن است که در قدیم آن را بیشتر مختص دختران دم بخت ، به ویژه یک کمی سن و سال دار شده می دانستند و جدیدا" چند سالی است که این ورد را هم می خوانند :
سبزی تو از من - زردی من از تو ...
شاید کنایه ای از این که من در جوانی به خانه بخت بروم و سالها خوشبخت زندگی کنم حال آنکه تو به هر حال پژمرده می شوی ، پس پژمردگی من را نیز با خود ببر .
برخی معتقد بودند و هنوز هم به ندرت معتقدند که قبل از غروب آفتاب نباید به خانه برگردند ...
شنبه 30 خرداد 1394 :: 19:00 :: نويسنده : ayatiran
عقاید متافیزیکی همیشه ازعقاید مورد توجه مطبوعات ادواری عمومی بوده اند . البته همیشه به این عقاید به نحوی که در اینگونه مطبوعات آمده اند با دیده شک و تردید نگریسته شده است ؛چرا که گاه ازموضوعات برخی ازمطالعات علمی متافیزیکی یابه خصوص کتاب های مذهبی نیزبوده اند . مثل موضوع خواب دیدن که از جمله در کتاب مذهبی « حلیة المتقین » نوشته ملٌا محمد باقر مجلسی هم ،در فصل هشتم ، آمده است . در شماره 712 هفته نامه فردوسی ، مورخ 14 اردیبهشت 1344 آمده است :
شنبه 23 خرداد 1394 :: 10:59 :: نويسنده : ayatiran
منابع : انسان شناسی ، مردم شناسی و مطبوعات ادواری (3) برخی از مطالب چاپ شده در مطبوعات هر عصر و زمان یک جامعه نسبتا" آئینه ای از وضعیت جامعه و مردم و بتابر این رهبردی به مسائل و امور آن جامعه اند . مثل « حرف مردم » در شماره 710 مجله فردوسی هفته آخر فروردین 1344 : حرف مردم .... « مخلص باید پدرش در آید تا برای این که مردم خیال کنند وضعش راست و ریست است یخچال و یا تلویزیون تو منزلش بگذارد . باید سفته و چک و درد سر زندگی قسطی جان آدمیزاد را به لبش بیاورد تا مردم بدانند بله ماهم توسری هستیم ... از آنطرفش هم بدبختی است . آدم باید هزار و یک قید را به جان بکشد ، برای اینکه ( مردم ) « بدشان می آید » مردم « حرف در می آورند » ، مردم « پوزخند می زنند » مردم « لیچار می بافند » !؟ . آدمیزاد فرضا" اگر خواست کت و شلوار راحت بپوشد ، کراوات نزند ، باید دنده اش نرم شود و دور این کار را خط بکشد برای اینکه « برای آدم لغز میخوانند » و یا اگر خواست بچه اش را به دلخواه خودش تربیت بکند ، اختیار زنش را داشته باشد باید چهار چشمی مراقب مردم باشد که مردم چه می گویند ، مردم چه می خواهند، مردم چطور اجازه می فرمایند، میل مبارک مردم چیست ، چه صلاح و مصلحتی را توصیه می کنند و یا چه دستوری صادر می فرمایند ... ! واقعا" حرف مردم ما بدبختی شده است . یارو نوکری داشت و همسایه ها فریاد می زدند که جلوی نوکرت را بگیر که دزد است و هیز ... آنقدرگفتند که ارباب از کوره در رفت و نوکر رابه باد کتک گرفت .... آنگاه همسایه ها زبان شماتت گشودند که این مؤمن عجب مرد سنگدل و ظالم و ستمکاری است ... ! اگرمیخواهید شما هم به روزگار بسیاری از تیره روزان دچار نشوید بفرمائید و با طناب پاره « حرف مردم » تو چاه بروید ! ؟ » . جمعه 22 خرداد 1394 :: 08:29 :: نويسنده : ayatiran
منابع : انسان شناسی ، مردم شناسی و مطبوعات ادواری (2) در روال نگاهی عمومی به منابع انسانشناسی و مردم شناسی ، به ویژه منابعی خواندنی ، سرگرم کننده و ... گاهی کتاب هائی را معرفی می کرده اند که از جمله در شماره 710 مجله فردوسی ، صفحه 15 ، آمده است : در باره کتاب مشاعره :مشاعره یک تفنن مفید و جالب
................... تک نگاری تازه « خیاو » تکنگاری جدید « غلامحسین ساعدی » زیر چاپ است . ساعدی چندی پسش « ایلخچی » را چاپ کرد که با استقبال علاقمندان به پژوهش در احوال مردم روستاها و قراء ایران مواجه شد . خیاو از طرف مؤسسه مطالعات و احقیقات اجاماعی دانشگاه منتشر خواهد شد . ................. در صفحه 17 نیز درباره کتاب « عقاید النساء » ( کلثوم ننه ) که ما قبلا" در باره اش مطلبی آورده ایم یادداشتی وجود دارد . پنجشنبه 21 خرداد 1394 :: 12:00 :: نويسنده : ayatiran
منابع : انسان شناسی ، مردم شناسی و مطبوعات ادواری
در اواخر دهه 1340 و از سال 1340 تا چند سال ، که هنوز چون امروز انسان شناسی و مردم شناسی به عنوان حوزه هائی از مطالعات علوم انسانی برای مردم ایران شناخته نشده بودند ، آگاهی از آداب و رسوم و عقاید و عادات و نظایر آنها برای آنان حکم مطالبی برای ارضاء حسٌ کنجکاوی و نیز تفنٌن و سرگرمی داشتند . لذا علاوه بر آنچه که در مطبوعات ادواریِ به اصطلاح علمی می آمد مطالبی در باره فرهنگ مردم در مطبوعات ادواری عمومی نقل می شد که از طرفی و در هر حال از منابع مطالعاتی مردم شناسی به شمار می روند ؛ و از طرف دیگر گاه به معرفی منابع مردم شناسی می پردازند و نهایتا" گاه تحلیل و تفسیر هائی ژورنالیستیک در این حوزه دارند .
مثلا" در شماره 710 مجلٌه فردوسی ، مورخ 24 فروردین 1344 ، صفحه 3 ، تحت عنوان « از صحنه های تهران » ، عکسی آمده است که حاکی از چگونگی شغل نامه نویسی در تهران آن زمان است :
نامه نویس ، و نوع لباس و نشستن وی ؛ و نوع مشتریش که زنی چادرنمازی است
محل کارش که در پیاده روی خیابان است و احتمالا" فقط در روز
ابزار کارش که کاغذ و قلم و دوات جوهر است
واشاره به بخشی از محتویات متداول چنان نامه هائی : « کربلائی اصغر را دیده بوسی مشتاقم ! » .
نامه نویسی برای انبوه بیسوادان تهران نه تنها یک شغل بود بلکه تخصص هم محسوب می شد ، و فراتر از آن عریضه نویسی و عرضِ حال نویسی و دادخواست نویسی در مقابل دادگاه ها .
انسان شناسی ، مردم شناسی و فرهنگ شناسی ایران بزرگ . Anthropology,Ethnology,and Culture of Greater Iran identification des sources de l'ethnologie d,Iran , et des Bibliographies درباره وبلاگ آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||||
|
|
|||||