دکتر خسرو خسروی
 
در فرهنگ مردم ایران ، انسانشناسی و مردم شناسی این مرز و بوم ممکن است ده ها « دکتر » در مردم شناسی ، حتی در کسوت استاد دانشگاه ، داشته باشیم که یا جوهره ی مردم شناسی را در نیافته باشند ، یا کاری قابل توجه در رشته مردم شناسی انجام نداده باشند ؛ یا اگر انجام داده اند چاپ و نشر نیافته باشد . 
یا برعکس ، نوشته های زیادی تحت عنوان فرهنگ مردم و مردم شناسی بنام یک شخص خاص وجود داشته باشد که در واقع یا فرهنگ مردم و مردم شناسی نباشد یا اثر حقیقی شخص مزبور نبوده با رانت اداری ، سرقت ادبی و امثال آن بنام وی آمده باشد ؛ و این بخش از این نظر مهم است که معمولا" در جهان کارهای مردم شناختی را بنا بر نام مردم شناسان می شناسند و از اینجاست که در کتابنگاری ها نام پدید آورنده در ابتدا می آید و پژوهشگران یزرگ جهان از همان نام نویسنده ، محتوای اثر وی را حدس می زنند ؛ مثل محتوای آثار داستانپردازانی چون صادق هدایت و جلال آل احمد که گرایشی به مردم شناسی ایران دارد ، از منابع مردم شناسی ایران است ، و درعین حال این بزرگان ادبیات فارسی خود را مردم شناس معرفی نکرده اند .
مهم تر از داستانها و نوشته هائی نظیر آنها ، مونوگرافی هائی هستند که حتی توسط غیر مردم شناسان تهیه شده اند امٌا ار منابع قابل توجه ، و گاه بسیار با ارزش فرهنگ مردم و مردم شناسی به شمار می روند . یکی از این مونوگرافی ها که در سال 1342 توسط دانشگاه تهران منتشر شده است مونوگرافی ئی از جزیره خارک توسط دکتر خسرو خسروی به کتابنگاری زیر است :
خسروی ، خسرو . جزیرهء خارک در دورهء استیلای نفت . چهارمین شماره از دفترهای مونوگرافی ، ( بی چ ) . تهرات : انتشارات مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی . شمارهء یازده . چاپخانه دانشگاه . شهریور 1342 . 142 صفحه .
 



منابع فرهنگ مردم (فولکلور) و مردم شناسی ایران نزد صادق هدایت
سالهای 1342 و 1343 سالهائی بود ند که از طرفی برخی از معلمان ادبیاتمان چون ابرقوئی و صبور ، و حتی مدیردبیرستانمان ، آقای طباطبائی ( چون آقای ناصر مهریزی مدیرقبلی دبیرستان  ) و ناظممان ، آقای مشروطه ، مرا به فعالیت های ادبی تشویق می کردند ، و از طرف دیگر شهرت صادق هدایت در ایران به شهرستانها رسیده و در آنجا نیز خیز بر می داشت . 
حال ( قبل از اینکه حاجی آقا و دیگر کتاب ها شهرت یابند ) دو کتاب ، یکی به صورتی مستقیم تر مربوط اه فرهنگ مردم و دیگری به صورتی غیر مستقیم تر به آن مراوط می شدند و در دسترس بنده بودند .
به صورتی غیر مستقیم تر :
- هدایت ، صادق . علویه خانم و ولنگاری که شامل مقاله ای از هدایت در باره « فرهنگستان زبان ایران » و نیز پرده داری و معرکه گیری در ایران آمده است .
- هدایت ، صادق . نیرنگستان . شامل :
-آداب و رسوم بچه داری 
- آداب ناخوشی ها 
- برای برآمدن حاجت ها
- خواب
- مرگ
- تفآل ناشی از اعضای بدن
- احکام عمومی
- دستور و احکام علمی
- جاها و چیزهای مشهور
- افسانه های عامیانه
 که این کتاب یکی از منابع بسیار ارزشمند فرهنگ مردم در ایران به شمار می رود . اکثر کتاب های صادق هدایت برخاسته از فرهنگ مردم ایران هستند ؛ به اضافه ی آنکه کویا نخستین قواعد جمع آوری فولکلور را وی در فرانسه جمع آوری کرده ، به فارسی ترجمه کرده و در اختیار سید ابو القاسم انجوی شیرازی نهاده است که به این اعتبار صادق هدایت را بنیانگذار مطالعات فرهنگ مردم در ابران هم ذکر کرده اند (1)
(1)
انجوی شیرازی کتابچه ای محض راهنمای فرهنگ مردم تهیه دیده بود که مدعی بود نوشته صادق هدایت است ؛ امٌا با وجود این ادعا هیچگاه حاضر نشد آنچه را که مدعی بود به خط شخص صادق هدایت است به من و امثال من نشان دهد . کتابچه هم در آخرین روز همکاری من با مرکز فرهنگ مردم ، تابع سازمان رادیو - تلویزیون ایران ، در زمستان 1355 ، به سرقت رفت و شاید یاد آوری این موضوع نیز خالی از لطف نباشد که به دلیل برخی از رفتارهای انجوی و اتفاقاتی که در آن مرکز رخ می داد برخی نام آن را « مرکز نیرنگستان » نهاده بودند ! 

 




جستجوی وسیله ای برای گذراندن اوقات فراغت و بیشتر به دلیل کنجکاوی ، یا فقط برای سرگرمی ، سبب می شود مردم شناسان یا کسانی که بعدا" مردم شناس می شوند به سوی مقالات ، گزارش ها ، و به خصوص کتاب هائی جلب شوندکه مجموعا" ارزشی منفی دارند ؛ یا بی ارزش و کم ارزش اند ، و در خصوص کتاب های اخیر الذکر که البته شاید به خواندنشان بیارزد (1) ، و درصورت مورد اعتماد بودن در استناد شاید مطالبی از آنان استحصال شود ؛ مثلا" به نظر ما :
- علی اصغر مهاجر . زیر آسمان کویر .
در همین ردیف مقالات باستانی پاریزی شیرین و سرگرم کننده ؛ و در عین حال تا حدود زیادی قابل نقل و استناد اند .
برخی از منابع مورد استفاده ی مردم شناسی که در سالهای نخستین دهه ی 1350 ، یعنی 1340 - 1341 و 1342 منتشر شده اند عبارتند از :
- وزیری کرمانی ، احمد علی خان . تاریخ کرمان
- کلانتر ضرٌابی ، عبدالرحیم ( سهیل کاشانی ) . تاریخ کاشان
- مستوفی ، عبدالله . شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه
- شمیم ، علی اصغر . ایران در دوره سلطنت قاجار
به نظر ما نمی توان به مردم شناسی در یک محل و منطقه پرداخت بدون آنکه از تاریخ اقتصادی - اجتماعی و فرهنگی آن مطلع بود ( و البته به شرط آنکه آنچه را که در تاریخ و فرهنگ یک مردم آمده است عینا" فرهنگ کنونی آن مردم که اصل موضوع مردم شناسی است به حساب نیاوریم . ) . 
- کیا ؛ صادق ( زیر نظر ) زناشوئی در آئینه ورزان
 
(1) . مرحوم دکتر محمود روح الامینی از اینکه برخی چنین کتای هائی را مستقیما" از منابع مردم شناسی می شناسند به شدٌت گله داشت .  
 



قبلا"بنویسم که فضل الله صبحی مهتدی ، بگمانم بین سالهای 1339 تا 1342 « قصٌه ظهرجمعه » رادیو ایران را می گفت و من هم گاه ، و اغلب سر سفره ناهار که رادیو باز بود ، آن ها را گوش می کردم . گاهی به نام قصٌه هائی که در حال فراموشی کامل بودند ، طول و تفصیل زیادی داشتند ، و ... اشاره می کرد و از شنوندگان می خواست که اگر آن قصٌه ها را می دانند برایش بفرستند که من هم چند قصٌه را از یزد برایش فرستادم . یادم می آید یک روز نام قصٌه ای بنام رطل دوغ پشم بوغ .... با چیزی شبیه به این را برد که من حتی معنی نامش را درست نفهمیدم و قاه قاه خندیدم که این دیگر چه قصٌه ای است ؟! . پدرم گفتند چنین قصٌه ای وجود دارد و مادرشان پنجاه سال قبلش که اواخر حکومت قاجار بوده است برایشان تعریف کرده است و شاید هنوز هم به خاطر داشته باشد . ...
مادربزرگم ، مادر پدرم ، مرحومه بی بی رباب آیت اللهی ، پدرم ، مرحوم آقاشیخ جواد آیت اللهی ، دائی پدرم ، مرحوم آقا سید مهدی آیت اللهی ، و مرحوم محمد زرکش در آن حوالی سال 1339 - 1342 از جمله ی اشخاص بسیار پر حافظه و خوش بیان بودند که مطالبی فولکلوریک و تاریخی را به خوبی نقل می کردند و من هم در آن دوره نوجوانی و نامجوئی و شهرت طلبی برخی از آنها را به مقتضای خواست مطبوعات آن زمان یادداشت می کردم و برایشان می فرستادم .
چند قصٌه را هم ، که مادربزرگم با آب و تاب برایم تعریف کرده بود و فکر می کردم هیچکس کامل تر از او روایت نکرده است ، برای مرحوم صبحی مهتدی فرستادم که می گفتند در یک برنامه ، که شخصا" گوش نکرده ام ، نوشته من را از یهترین ها ، یا بهترین روایت ، معرفی و تشکر کرده است که البته متاسفانه خود من آن برنامه را گوش نکرده ام .
نقش صبحی مهتدی در تهیه امنابع اطلاعاتی مردم شناسی ایران ، علاوه بر کتاب هائی که در مجموعه افسانه ها چاپ کرده است ، در اینجاست ... 
البته بعدا" ، بگمانم زمستان 1345 ، که برخی ازما دانشجویان دانشگاه تهران را برای بازدید از رادیو ایران بردند ، و از جمله در آنجا از بخش برنامه فرهنگ مردم هم که مرحوم سید ابو القاسم انجوی شیرازی در آن حضور داشت بازدید کردیم ، متوجه شدم که قصٌه ها نزد انجوی شیرازی بود . وی به من قول داد کپی هائی از آنها به من بدهد و تا یهار 1356 که در ایران و در ارتباط گاه به گاه کاری با وی بودم بر سر قولش بود ولی هیچگاه به قولش عمل نکرد ! .بگمانم چون صبحی با صادق هدایت ، راهنمای انجوی در فولکلور ، و انجوی رابطه خوبی نداشته است انجویآثاروی راپس از استفاده از بین برده باشد که البته چنین رفتارهائی نزد انجوی کم نبود ...  
 



در سالهای 1340 - 1339 و بیشتر در دهه ی 1350، ما جوانان  در « مطالعاتی برای پرکردن اوقات فراغت خود » بیشتر به سوی کتاب های مقتضای سنٌ خود جلب می شدیم :
- کتاب های قصٌه یا به اصطلاح قصٌه های قدیمی ایرانی
- کتاب های داستان ها و نوول های ایرانی و خارجی
- کتاب های شعر ؛ به ویژه شعرهای عاشقانه
- کتاب های تاریخ ، به ویژه تاریخ اجتماعی و فرهنگی زادگاه خود و ایران
- سفرنامه ها که درکتابخانه های یزد کم بودند و از دیگران قرض می گرفتیم ( آن زمان در تهران اینگونه کتاب ها را که معمولا" فقط یک بار خوانده می شوند کرایه می داده اند ) .
- کتاب های فولکلوریک به طور کلٌی و کشیده می شدیم به سوی کتاب های جغرافیائی و غیره که آنها نیز به این نوع از کتاب ها اضافه می شدند ....
ضمن آنکه ( اگرچه در سال 1340 من به دلیل بیماریی ناشناخته در یزد ، و کم توانی جسمانی حاصل از آن ، آزاد گذاشته شده بودم و چندان تحصیل نمی کردم ... ) به رشته ی تحصیلی بسیار مورد علاقه ی من ، رشته ادبی ، هم مربوط می شدند ؛ و بنابر این در سال 1342 و به خصوص در سال 1343 کتاب هائی که می خواندم ، تا آنجا که به یادم می آید و ذهن خود را در فراموشی یا اشتباه با تاریخی از مطالعه بعد از آن صائب نمی دانم ، چنین کتاب هائی بودند :
- عبدالحسین آیتی . آتشکده یزدان
- سید عبدالحجة بلاغی . تاریخ نائین
- سرپرسی سایکس . هشت سال در ایران
- محمد بهمن بهمن بیگی . عرف و عادت در عشایر فارس
- جلال آل احمد . سه تار
- محمد تقی دامغانی . احوال شخصیه زردشتیان ایران
- علی خوروش دیلمانی . جشن های باستانی ایران
- یحیی ذکاء . لباس زنان ایران ...
- بیات اروج بیک . دون ژوئن ایرانی
- محمد علی جمالزاده . یکی بود یکی نبود .
- صبحی فضل الله مهتدی . افسانه های کهن
در فولکلور تا حدودی مدیون صبحی مهتدی هستم که بعدا" خواهم نوشت ؛ امٌا در نقل تاریخ مطالعه  کتاب ها توسط خودم ، مسلما" اشتباهاتی دارم که خواهشمندم مرا ببخشید . اصل بر ذکر چگونگی مردم شناس شدن یک ایرانی و برخی از منابع حاوی اطلاعات و مربوط به مردم شناسی در آخرین سالهای دهه 1340 است .
 



سرگرمی ، مطالعه ، ادبیٌات شفاهی ، فولکلور ، تاریخ فولکلور ، فرهنگ ،  مردم شناسی ...
 
باید از تمام مردم شناسان جهان پرسید که :
چگونه مردم شناس شدید ؟ 
نویسنده حاضر که هنوزهم آنچنان مردم شناس نشده است ، از ابتدا قصد مردم شناس شدن نداشت ، و اصولا" وقتی در نوجوانی و جوانی به راه مردم شناسی افتاده بود نمی دانست که مردم شناسی چیست .
اوقات فراغت و جستجوی سرگرمی برای گذران آن ! وی را از جمله به مطالعات ادبیات شفاهی - فولکلور - وتاریخ فرهنگی شهر زادگاه خود سوق داد که به علاقه ی وی به مردم شناسی و کوشش هائی در این راه منجر گردید .
کتابهای مورد مطالعه اش تا آنجا که به یاد میآورد طی دوره 1339 - 1343 عبارت بودند از :
( البته صرفنظر از داستان های حسین کرد شیستری - امیر ارسلان نامدار - مختارنامه - چهل طوطی و... حتی برخی از داستان ها جمالزاده و محمد حجازی و... )
- کرمانی ، کوهی . افسانه های روستائی
- براون ، ادوارد . یک سال در میان ایرانیان
- تاورنیه . سفرنامه تاورنیه .
- دروویل ، گاسپار . سفرنامه دروویل
- شاردن . سیاحتنامه شاردن که در ده جلد است .
- سایکس ، سر پرسی ( ژنرال ) . سفرنامه ژنرال سر پرسی سایکس یا ده هزار میل در ایران .
- سروشیان ، سروش . فرهنگ بهدینان
- کسروی ، احمد . تاریخچه چپق و قلیان
- برخی از کتاب های میهنی - تاریخی
و به خصوص :
- دهخدا ، علی اکبر . امثال و حکم .
...و یکی - دو کتاب از امیر قلی امینی که متاسفانه نامشان را به یاد نمی آورم .
 



انسان شناسی ، مردم شناسی و فرهنگ شناسی ایران بزرگ . Anthropology,Ethnology,and Culture of Greater Iran
identification des sources de l'ethnologie d,Iran , et des Bibliographies
درباره وبلاگ

Anthropology,Ethnology,and Culture of Greater Iran . Alireza Ayatollahi با وجود تحصیلات کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکتری مردم شناسی ( در گرایشهای معماری و شهرسازی - فنٌی و اقتصادی ، و فرهنگی ) در دانشگاه پرووانس فرانسه و نهایتا" دعوت به عضویت در هیئت علمی آموزشی دانشگاه شهید بهشتی در سال 1363 و تدریس مردم شناسی فرهنگی در سال 1365 در آن دانشگاه ، اذعان می کنم که در بدو امر مردم شناسی برای من علم نبود ؛ ابدا" علم نبود ؛ بیشتر یک تفنٌن بود : از سال 1335 به جمع آوری فولکلور یا فرهنگ مردم و تاحدودی مردمنگاری آگاهانه و غیر آگاهانه پرداختم . از سال 1345 وسیله ی خود نمائی و کسب شهرت بیشترم می شد و از 1351 اندک در آمدی از این راه . بعدها که در فرانسه به تحصیلات آمایش سرزمین و اقتصاد توسعه پرداختم متوجه شدم که بدون جامعه شناسی در کشورهای پیشرفته و مردم شناسی در کشورهائی نظیر ایران ، مدیریت و برنامه های فنٌی - اقتصادی آنچنان که باید و شاید به اهداف عالی خود نمی رسند . مردم شناسی یک مطالعه است ؛ یک علم به مفهوم حقیقیِ آن نیست ؛ و نتایجی که از مطالعه ی یک مردم شناس به دست می آیند نسبتا" صحیح اند و نسبتا" غلط : نه فقط مردم شناسی ، بلکه تمام علوم انسانی و اجتماعی « نسبی » هستند ؛ و چون ریاضیٌات به پاسخ هائی مطلق نمی رسند . علوم انسانی به همین دلیل روشی جامع و مانع و مسلٌم و مقبول همگان برای مطالعات خود ندارند .هرکسی با سلیقه و دیدگاه خود وارد آنها می شود و روشی پیشنهاد می کندکه باز این روشهای کار هم برخی بیشتر و برخی کمتر مورد قبول و استفاده سایر مطالعه گران قرار می گیرند . ناتوان تر از همه کسانی هستند که به ترجمه روش های مردم شناسی در سایر کشورها می پردازند که غالبا" در شناخت مردم ایران آنطور که باید و شاید کار آئی ندارند . روش و حوزه عمل این مطالعات سبب می شود که برخی « انسان » و به ویژه شیوه رفتار وی را ملاک عمل قرار دهند و به انسانشناسی anthropology معتقد باشند که انگلیسی زبانان دنیای غرب بیشتر در این طیف قرار می گیرند . برخی دیگر معتقدند که چوم اصل شناخت اجتماعی بر « روابط اجتماعی » است بنابر این اصل بر یک اجتماع ( مردم ) و شناخت آن به عنوان یک کل ، یعنی مردم شناسی ethnologie است که فرانسویان و اکثر تحصیلکردگان صادق فرانسه از این طیف اند . فرهنگ می تواند شامل قواعد رسمی و قوانین و مقررات ( که از جمله در جامعه شناسی مورد مطالعه قرار می گیرند )باشد ؛ امٌا چون حاصل رفتار ی عادٌی شده، رسم شده ، سنٌت شده ، و...در میان یک مردم است ، به خصوص در کشورهائی نظیر ایران ، مقتضی روش های شناخت مردم شناسانه است هرچند که اصطلاح فرهنگ شناسی culturologie نیز در دهه های اخیر باب شده باشد . از تدریس در این حوزه ، به خصوص در ایران ، بیزارم ؛ امٌا عاشق و حتی معتاد مطالعات مردم شناسی هستم ؛ و گرچه خود به خود هم به آن می پردازم ؛ امٌا بیشتر دوست دارم که در باره آن با دیگران هم شریک شوم . شما چطور ؟ .
موضوعات
آخرین مطالب
پيوندها

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران