شنبه 27 دی 1393 :: 09:24 ::  نويسنده : ayatiran
قبلا"بنویسم که فضل الله صبحی مهتدی ، بگمانم بین سالهای 1339 تا 1342 « قصٌه ظهرجمعه » رادیو ایران را می گفت و من هم گاه ، و اغلب سر سفره ناهار که رادیو باز بود ، آن ها را گوش می کردم . گاهی به نام قصٌه هائی که در حال فراموشی کامل بودند ، طول و تفصیل زیادی داشتند ، و ... اشاره می کرد و از شنوندگان می خواست که اگر آن قصٌه ها را می دانند برایش بفرستند که من هم چند قصٌه را از یزد برایش فرستادم . یادم می آید یک روز نام قصٌه ای بنام رطل دوغ پشم بوغ .... با چیزی شبیه به این را برد که من حتی معنی نامش را درست نفهمیدم و قاه قاه خندیدم که این دیگر چه قصٌه ای است ؟! . پدرم گفتند چنین قصٌه ای وجود دارد و مادرشان پنجاه سال قبلش که اواخر حکومت قاجار بوده است برایشان تعریف کرده است و شاید هنوز هم به خاطر داشته باشد . ...
مادربزرگم ، مادر پدرم ، مرحومه بی بی رباب آیت اللهی ، پدرم ، مرحوم آقاشیخ جواد آیت اللهی ، دائی پدرم ، مرحوم آقا سید مهدی آیت اللهی ، و مرحوم محمد زرکش در آن حوالی سال 1339 - 1342 از جمله ی اشخاص بسیار پر حافظه و خوش بیان بودند که مطالبی فولکلوریک و تاریخی را به خوبی نقل می کردند و من هم در آن دوره نوجوانی و نامجوئی و شهرت طلبی برخی از آنها را به مقتضای خواست مطبوعات آن زمان یادداشت می کردم و برایشان می فرستادم .
چند قصٌه را هم ، که مادربزرگم با آب و تاب برایم تعریف کرده بود و فکر می کردم هیچکس کامل تر از او روایت نکرده است ، برای مرحوم صبحی مهتدی فرستادم که می گفتند در یک برنامه ، که شخصا" گوش نکرده ام ، نوشته من را از یهترین ها ، یا بهترین روایت ، معرفی و تشکر کرده است که البته متاسفانه خود من آن برنامه را گوش نکرده ام .
نقش صبحی مهتدی در تهیه امنابع اطلاعاتی مردم شناسی ایران ، علاوه بر کتاب هائی که در مجموعه افسانه ها چاپ کرده است ، در اینجاست ... 
البته بعدا" ، بگمانم زمستان 1345 ، که برخی ازما دانشجویان دانشگاه تهران را برای بازدید از رادیو ایران بردند ، و از جمله در آنجا از بخش برنامه فرهنگ مردم هم که مرحوم سید ابو القاسم انجوی شیرازی در آن حضور داشت بازدید کردیم ، متوجه شدم که قصٌه ها نزد انجوی شیرازی بود . وی به من قول داد کپی هائی از آنها به من بدهد و تا یهار 1356 که در ایران و در ارتباط گاه به گاه کاری با وی بودم بر سر قولش بود ولی هیچگاه به قولش عمل نکرد ! .بگمانم چون صبحی با صادق هدایت ، راهنمای انجوی در فولکلور ، و انجوی رابطه خوبی نداشته است انجویآثاروی راپس از استفاده از بین برده باشد که البته چنین رفتارهائی نزد انجوی کم نبود ...  
 



انسان شناسی ، مردم شناسی و فرهنگ شناسی ایران بزرگ . Anthropology,Ethnology,and Culture of Greater Iran
identification des sources de l'ethnologie d,Iran , et des Bibliographies
درباره وبلاگ

Anthropology,Ethnology,and Culture of Greater Iran . Alireza Ayatollahi با وجود تحصیلات کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکتری مردم شناسی ( در گرایشهای معماری و شهرسازی - فنٌی و اقتصادی ، و فرهنگی ) در دانشگاه پرووانس فرانسه و نهایتا" دعوت به عضویت در هیئت علمی آموزشی دانشگاه شهید بهشتی در سال 1363 و تدریس مردم شناسی فرهنگی در سال 1365 در آن دانشگاه ، اذعان می کنم که در بدو امر مردم شناسی برای من علم نبود ؛ ابدا" علم نبود ؛ بیشتر یک تفنٌن بود : از سال 1335 به جمع آوری فولکلور یا فرهنگ مردم و تاحدودی مردمنگاری آگاهانه و غیر آگاهانه پرداختم . از سال 1345 وسیله ی خود نمائی و کسب شهرت بیشترم می شد و از 1351 اندک در آمدی از این راه . بعدها که در فرانسه به تحصیلات آمایش سرزمین و اقتصاد توسعه پرداختم متوجه شدم که بدون جامعه شناسی در کشورهای پیشرفته و مردم شناسی در کشورهائی نظیر ایران ، مدیریت و برنامه های فنٌی - اقتصادی آنچنان که باید و شاید به اهداف عالی خود نمی رسند . مردم شناسی یک مطالعه است ؛ یک علم به مفهوم حقیقیِ آن نیست ؛ و نتایجی که از مطالعه ی یک مردم شناس به دست می آیند نسبتا" صحیح اند و نسبتا" غلط : نه فقط مردم شناسی ، بلکه تمام علوم انسانی و اجتماعی « نسبی » هستند ؛ و چون ریاضیٌات به پاسخ هائی مطلق نمی رسند . علوم انسانی به همین دلیل روشی جامع و مانع و مسلٌم و مقبول همگان برای مطالعات خود ندارند .هرکسی با سلیقه و دیدگاه خود وارد آنها می شود و روشی پیشنهاد می کندکه باز این روشهای کار هم برخی بیشتر و برخی کمتر مورد قبول و استفاده سایر مطالعه گران قرار می گیرند . ناتوان تر از همه کسانی هستند که به ترجمه روش های مردم شناسی در سایر کشورها می پردازند که غالبا" در شناخت مردم ایران آنطور که باید و شاید کار آئی ندارند . روش و حوزه عمل این مطالعات سبب می شود که برخی « انسان » و به ویژه شیوه رفتار وی را ملاک عمل قرار دهند و به انسانشناسی anthropology معتقد باشند که انگلیسی زبانان دنیای غرب بیشتر در این طیف قرار می گیرند . برخی دیگر معتقدند که چوم اصل شناخت اجتماعی بر « روابط اجتماعی » است بنابر این اصل بر یک اجتماع ( مردم ) و شناخت آن به عنوان یک کل ، یعنی مردم شناسی ethnologie است که فرانسویان و اکثر تحصیلکردگان صادق فرانسه از این طیف اند . فرهنگ می تواند شامل قواعد رسمی و قوانین و مقررات ( که از جمله در جامعه شناسی مورد مطالعه قرار می گیرند )باشد ؛ امٌا چون حاصل رفتار ی عادٌی شده، رسم شده ، سنٌت شده ، و...در میان یک مردم است ، به خصوص در کشورهائی نظیر ایران ، مقتضی روش های شناخت مردم شناسانه است هرچند که اصطلاح فرهنگ شناسی culturologie نیز در دهه های اخیر باب شده باشد . از تدریس در این حوزه ، به خصوص در ایران ، بیزارم ؛ امٌا عاشق و حتی معتاد مطالعات مردم شناسی هستم ؛ و گرچه خود به خود هم به آن می پردازم ؛ امٌا بیشتر دوست دارم که در باره آن با دیگران هم شریک شوم . شما چطور ؟ .
آخرین مطالب
پيوندها
 
 
 

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید