شباهت زیاد « مردم شناسی » با « جغرافیای انسانی » تا آنجاست که در رده بندی های علمی و از آنجمله رده بندی کتابها و مقالات ؛ این دو را در کنار یکدیگر قرار داده اند . توصیف زندگی انسان ، و مردم یک محل ، نقطه اساسی مشترک این دو راشته است ؛ با این تفاوت که در مردم شناسی علاوه بر مطالعه روابط انسان با محیط جغرافیائی یا سرزمین وی ، بر روابط بین افراد با یکدیگر تاکید بیشتری می شود ؛ و بخصوص به تفاوت این روابط با روابط مردمانِ اقوام دیگر یا محل های دیگر یا در واقع خصوصیت یا خصوصیات یک مردم بالاترین توجٌه را دارند ؛ و از آنجا که قاعدتا" تفاوتهای زندگی دیگران بنظرشان عجیب و غریب و از این رو قابل توجٌه میآمده است کتابهائی تحت عناوین « عجایب البلدان » و... مینگاشته اند .

به این ترتیب بدون توجٌه به روشهای باصطلاح علمیِ مطالعاتی مردم شناسی ، که در قرون اخیر توسط غربیان ابداع و مطرح شده است ، مردم شناسی در شرق ، و از آنجمله در ایران ، و سایر کشورهای اسلامی ، از چندین قرن پیش از این وجود داشته است که مثال بارز آن نوشته های احمد الیعقوبی ، جغرافیدان شیعه ی متولد بغداد در قریب به 1150 سال قبل از عصر ما است ؛ همچنانکه محمد مقدسی ، زاده بیت المقدس ، را میتوان بزرگترین مردم شناس هزارسال قبل از این ذکر کرد .

جغرافیدانان – جهانگردان – مردم شناسان ....

خوارزمی ، محمد بن موسی . صورت الارض ( در اسامی شهرها امٌا مجموعا" در جغرافیای طبیعی است ) .

ابو حنیفه دینوری ( 222 – 282 ه . ق ) . کتاب البلدان . کتاب التاریخ . و...

احمد الیعقوبی ( متوفی 284 ه . ق ) . البلدان . ( در جغرافیای انسانی ؛ و موضوعاتی که امروز مطالب مردم شناسی را تشکیل می دهند ) ؛ و نیز تاریخ .

سلیمان تاجر . جهانگردی که در حدود 850 میلادی سفرنامه اش را تالیف کرد .

ابن خرداد به ، ابوالقاسم ( 211 – حدود 300 ه. ق ) . المسالک والممالک . ...

ابن رسته ، احمد ( متوفی بعد از 290 ه . ق )

ابن فضلان ( سده های سوٌم و چهارم ) . سفرنامه ابن فضلان .

ابو زید بلخی ( زنده در 322 ه . ق ) . صور الاقالیم ( نقشه های جغرافیائی ) . التاریخ .

ابو محمد همدانی (280 – 336 ه . ق ) . جغرافیای عربستان . تاریخ ، جغرافیا ، باستانشناسی و بخصوص عقاید علمی در یمن ) .

علی بن حسین مسعودی ( 283 – 345 ه . ق ) . دانشمند و جهانگرد مشهور با آثار تاریخی و جغرافیائی

محمد الفارسی ؛ اصطخری ( متوفی 336 ه . خ ) . صور الاقالیم . مسالک و ممالک .

ابوالمؤید بلخی ( قرن چهارم ه . ق ) . عجایب البلدان . بسیاری از مطالب آن در تاریخ سیستان آمده است .

خشخاش ابن سعید بن اسود . جهانگرد و جغرافیدان .

ابن حوقل ( قرن چهارم هجری ) سفرنامه نویس و جغرافیا دان .

ابن فقیه همدانی ( 290 – 330 یا 340 ه . ق ) . اخبار البلدان .

محمد مقدسی ( قرن چهارم ه . ق ) . احسن التقاسیم فی معرفت الاقالیم ( نه تنها در باره جغرافیای طبیعی ؛ بلکه بخصوص در باره جغرافیای انسانی و روابط مردم در امور اقتصادی – اجتماعی – فرهنگی نگاشته است . وی واقعا" بنا به عصر خود یک مردم شناس بزرگ محسوب می شود ) .

محمد جیهانی ( حدود 893 تا 907 م ) . المسالک والممالک .




انسان شناسی ، مردم شناسی و فرهنگ شناسی ایران بزرگ . Anthropology,Ethnology,and Culture of Greater Iran
identification des sources de l'ethnologie d,Iran , et des Bibliographies
درباره وبلاگ

Anthropology,Ethnology,and Culture of Greater Iran . Alireza Ayatollahi با وجود تحصیلات کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکتری مردم شناسی ( در گرایشهای معماری و شهرسازی - فنٌی و اقتصادی ، و فرهنگی ) در دانشگاه پرووانس فرانسه و نهایتا" دعوت به عضویت در هیئت علمی آموزشی دانشگاه شهید بهشتی در سال 1363 و تدریس مردم شناسی فرهنگی در سال 1365 در آن دانشگاه ، اذعان می کنم که در بدو امر مردم شناسی برای من علم نبود ؛ ابدا" علم نبود ؛ بیشتر یک تفنٌن بود : از سال 1335 به جمع آوری فولکلور یا فرهنگ مردم و تاحدودی مردمنگاری آگاهانه و غیر آگاهانه پرداختم . از سال 1345 وسیله ی خود نمائی و کسب شهرت بیشترم می شد و از 1351 اندک در آمدی از این راه . بعدها که در فرانسه به تحصیلات آمایش سرزمین و اقتصاد توسعه پرداختم متوجه شدم که بدون جامعه شناسی در کشورهای پیشرفته و مردم شناسی در کشورهائی نظیر ایران ، مدیریت و برنامه های فنٌی - اقتصادی آنچنان که باید و شاید به اهداف عالی خود نمی رسند . مردم شناسی یک مطالعه است ؛ یک علم به مفهوم حقیقیِ آن نیست ؛ و نتایجی که از مطالعه ی یک مردم شناس به دست می آیند نسبتا" صحیح اند و نسبتا" غلط : نه فقط مردم شناسی ، بلکه تمام علوم انسانی و اجتماعی « نسبی » هستند ؛ و چون ریاضیٌات به پاسخ هائی مطلق نمی رسند . علوم انسانی به همین دلیل روشی جامع و مانع و مسلٌم و مقبول همگان برای مطالعات خود ندارند .هرکسی با سلیقه و دیدگاه خود وارد آنها می شود و روشی پیشنهاد می کندکه باز این روشهای کار هم برخی بیشتر و برخی کمتر مورد قبول و استفاده سایر مطالعه گران قرار می گیرند . ناتوان تر از همه کسانی هستند که به ترجمه روش های مردم شناسی در سایر کشورها می پردازند که غالبا" در شناخت مردم ایران آنطور که باید و شاید کار آئی ندارند . روش و حوزه عمل این مطالعات سبب می شود که برخی « انسان » و به ویژه شیوه رفتار وی را ملاک عمل قرار دهند و به انسانشناسی anthropology معتقد باشند که انگلیسی زبانان دنیای غرب بیشتر در این طیف قرار می گیرند . برخی دیگر معتقدند که چوم اصل شناخت اجتماعی بر « روابط اجتماعی » است بنابر این اصل بر یک اجتماع ( مردم ) و شناخت آن به عنوان یک کل ، یعنی مردم شناسی ethnologie است که فرانسویان و اکثر تحصیلکردگان صادق فرانسه از این طیف اند . فرهنگ می تواند شامل قواعد رسمی و قوانین و مقررات ( که از جمله در جامعه شناسی مورد مطالعه قرار می گیرند )باشد ؛ امٌا چون حاصل رفتار ی عادٌی شده، رسم شده ، سنٌت شده ، و...در میان یک مردم است ، به خصوص در کشورهائی نظیر ایران ، مقتضی روش های شناخت مردم شناسانه است هرچند که اصطلاح فرهنگ شناسی culturologie نیز در دهه های اخیر باب شده باشد . از تدریس در این حوزه ، به خصوص در ایران ، بیزارم ؛ امٌا عاشق و حتی معتاد مطالعات مردم شناسی هستم ؛ و گرچه خود به خود هم به آن می پردازم ؛ امٌا بیشتر دوست دارم که در باره آن با دیگران هم شریک شوم . شما چطور ؟ .
آخرین مطالب
پيوندها
 
 
 

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید