سرگرمی ، مطالعه ، ادبیٌات شفاهی ، فولکلور ، تاریخ فولکلور ، فرهنگ ،  مردم شناسی ...
 
باید از تمام مردم شناسان جهان پرسید که :
چگونه مردم شناس شدید ؟ 
نویسنده حاضر که هنوزهم آنچنان مردم شناس نشده است ، از ابتدا قصد مردم شناس شدن نداشت ، و اصولا" وقتی در نوجوانی و جوانی به راه مردم شناسی افتاده بود نمی دانست که مردم شناسی چیست .
اوقات فراغت و جستجوی سرگرمی برای گذران آن ! وی را از جمله به مطالعات ادبیات شفاهی - فولکلور - وتاریخ فرهنگی شهر زادگاه خود سوق داد که به علاقه ی وی به مردم شناسی و کوشش هائی در این راه منجر گردید .
کتابهای مورد مطالعه اش تا آنجا که به یاد میآورد طی دوره 1339 - 1343 عبارت بودند از :
( البته صرفنظر از داستان های حسین کرد شیستری - امیر ارسلان نامدار - مختارنامه - چهل طوطی و... حتی برخی از داستان ها جمالزاده و محمد حجازی و... )
- کرمانی ، کوهی . افسانه های روستائی
- براون ، ادوارد . یک سال در میان ایرانیان
- تاورنیه . سفرنامه تاورنیه .
- دروویل ، گاسپار . سفرنامه دروویل
- شاردن . سیاحتنامه شاردن که در ده جلد است .
- سایکس ، سر پرسی ( ژنرال ) . سفرنامه ژنرال سر پرسی سایکس یا ده هزار میل در ایران .
- سروشیان ، سروش . فرهنگ بهدینان
- کسروی ، احمد . تاریخچه چپق و قلیان
- برخی از کتاب های میهنی - تاریخی
و به خصوص :
- دهخدا ، علی اکبر . امثال و حکم .
...و یکی - دو کتاب از امیر قلی امینی که متاسفانه نامشان را به یاد نمی آورم .
 



مصاحبه معمولا" روشی است که مارا به یاد فعالیت های روزنامه نگاری می اندازد ؛ امٌا یکی از مهم ترین روش های انسان شناسی و مردم شناسی است ؛ منتهی در اینجا سؤالات متعدد با فرض رسیدن به نتیجه ای معینوجود ندارد ؛ بلکه به اصطلاح « مصاحبه آزاد » است ؛ و چه بسا پرسش شونده در پاسخ یک سؤال  به نقل ، روبیت و شرح و تفصیل چندساعته موضوع بپردازد ؛ که ، معمولا" ، اگر ضبط نشود طبیعی تر صحبت می کند . 
بهتر است با تذکر دادن ها و سؤال کردن های پیاپی آرامش ، ریتم و اعتماد به نفس راوی را نیز به هم نزنیم .
مصاحبه کننده باید یا تند نویس باشد یا حافظه ای قوی داشته باشد .
روشهائی برای مصاحبه وجود دارد که در اسناد و مدارک یا به اصطلاح کتابها و مقالات مربوطه آمده اند . امٌا به نظر می رسد بهترین روش همان طرح یک سؤال و آزاد نهادن پاسخگو  تا انتهای پاسخ باشد تا بعدا" با س>الاتی دیگر نزد وی و امثال وی مطلب مورد نظر تکمیل شود؛ و این همان فعالیتی به اصطلاح مردم شناسانه است که در دوره جوانی ، از حدود 1340 تا1346 ( که در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی به صورتی پاره وقت - دانشجوئی شاغل شدم ) داشته ام و بعدا" به تکمیل نتایج پرداخته ام . در این راه امروز دینی به کسانی دارم که  پاسخگوی بنده بوده اند ؛ به خصوص :میرزا جواد آیت اللهی - بیبی رباب آیت اللهی - سید مهدی آیت اللهی - آقا جعفر آقا آیت اللهی _ حاج میرزا کاظم آیت اللهی - آقا میرزا باقر آیت اللهی - بی بی صدیقه آیت اللهی - آقا شیخ مهدی آقا شریعتمداری - آقا سید محمود آیت اللهی - اصغر آقا اتحادیه - آقا سید احمد آیت اللهی - آقا علیرضا وثوق - حاج محمد علی پاپلی - حاج جواد پاپلی - آقای صدر آبادی - محمد زرکش - محمدِ اکبرِ حسینِ رضا - استاد علی اکبر نجار باقی آبادی - رستم ( زرتشتی ) آقای مهربان ( زرتشتی ) - آقای فصاحت (دفتر یار ) - آقا محمد علی موحدی -و...همه در یزد . 
 



انسانشناسی ، و به خصوص مردم شناسی ، غریزی است ، ذاتی است ؛ هنر است .
در مردم شناسی ، علاقه مندی به موضوعات مردم شناسی را شرط نخست می بینم .
حافظه ی قوی می تواند شرط دوٌم باشد .
... و به این دو ، شمٌ مردم شناسی اضافه می شود .
برخی این شمٌ را هنر می نامند .
امٌا هنر مردم شناسی در  « روش های شناخت مردم » تجلٌی می کند : تکنیک ها ، تاکتیک ها ، خط مشی ها ، استراتژی ها ... ( متد ها ) .
طبیعتا" اگر آموزشی صحیح از استادی که خود مردم شناس و دارای آموخته های معتبر باشد ، هم ببینیم ، از مردم شناسی دیگران و تجربیات حاصله شان هم بهره میبریم ...
... و این همه وقتی تحقق می یابد که عملی شود ؛ یعنی مشتاق مردم شناسی خود به مطالعه و تحقیق بپر دازد .
مردمشناسی که سالهاست مردم شناس است ؛ در این رشته تحصیل کرده است ، دکترا گرفته است ، استاد دانشگاه شده است ، و...و...و... حتی یک کار بکر و مردم شناسی حقیقی ارائه نداده است ، دکتر هست !( که خدا می داند تزش تا چه حد واقعا" یک تز بوده است ؟! ) ، استاد دانشگاه هم هست ، چه بسا مترجم و مؤلف هم هست ! امٌا مردم شناس ؟ ؛ نه مسلمٌا" ! .
در مقابل ، یکنفر عوامی ، یا غیر عوامی و مشغول و متخصص در رشته ای دیگر ، که نوشته ای بکر و بدیع در « تحلیل » ( که ضروری است ) گوشه ای از زندگی مردم ، یا حتی فقط توصیف دقیق ( جامع و مانع ) و کارآی ز ندگی ایشان داشته باشد ، مردم شناس است یا لااقل مردمنگار است ...
... و از اینجا بود که بنده ی کمترین قبل از اینکه در سال 1344 وارد دانشگاه تهران شوم ، و دروسی مستقیم یا غیر مستقیم در حوزه مردم شناسی به عنوان واحد درسی انتخاب کنم ، در مسیر مردم شناسی قرار کرفته بودم ...
پدرم هیچ مطلبی در باره مردم شناسی ننوشته بود و احتمالا" جائی هم نخوانده بود ؛ امٌا همین که موضوعی از مردمشناسی را مطرح می کردم عملا" ، و به سبک خاصٌ خود ، به من تدریس می کرد ؛ وی از کسانی بود که :
مردم دوست هستند
به زیر و بم زندگی مردم توجه دارند ، 
قدرت تحلیلشان ذاتا" بالاست ؛ و استعداد ربط دادن هر امر اجتماعی به امری دیگر ، تحول آن طی عصر حاضر ، چرائی و به اصطلاح فایده ی آنها و... را دارند ... 
غالبا" دارای حافظه ای قوی هم هستند 
قدرت بیان سلیس دارند و مطلب را به خوبی پرورده ارائه می دهند 
و تخصص و شغل پدرم در روحانیت ( معقول و منقول ، به ویژه فقه ، حقوق و تاریخ ) و ارتباط مداوم با مردم شهر و روستا و طایفه چند هزارنفریش ... از وی یک « استاد » ساخته بود ( نه چون برخی از به اصطلاح استادان مردم شناسی کنونی که تقریبا فقط با خانواده خود مرتبط اند و آنهم هرگاه مشغول تلویزیون و اینترنت و... نباشند فقط در اتوموبیل خودشان رفت و آمد می کنند ، و نه تنها حوصله مراوده با دانشجویان و سایرین را ندارند که ذاتا" مردمگریز اند ! ) . گاهی که برخی از گفته های پدرم را برای دکتر محمود روح الامینی و سایر استادان مردم شناسی دهه های 1350 و 1360 دانشگاه تهران نقل می کردم با تعجب به تحسین می نشستند ...
مردم شناسی فقط آنچه که فلان محقق معروف در فلان دیار غریب و مربوط به مردمی غیر از مردم ما گفته است ، نیست .... 
 



یکی از کسانی که مرا در ایام نوجوانی به جمع آوری قصٌه های یزدی تشوبق می کرد شوهر خواهرم ، آقا شیخ مهدی آقا شریعتمداری ، بود . وی و خانواده اش طی 1309 تا  1320  که کریم کشاورز در یزد بوده است ( و بگمانم در تبعید ، در یکی از خانه های اجاره ای شان سکونت داشته است ) در معاشرت مداوم با وی بوده اند ، و در جمع آوری فولکلور یزد کمک هائی به وی کرده بودند .
کریم کشاورز ، فرزند ملک التجار  یزدی ، نماینده اسبق رشت در مجلس شورای ملی ، نژادا" یزدی و علاقه مند به یزد ؛ در ضمن علاقه مند به ادبیات شفاهی ایران زمین بوده است چنانکه کتاب افسانه های کردی را نیز به فارسی ترجمه کرده بوده است ....
... امٌا هربار شوهر خواهرم یاد آوری می کرد  که « جمع آوری فولکلور و از آنجمله قصٌه های محلی ، نوعی سرگرمی است ؛ و گمان نمی کنم فایده ای داشته باشد » ؛ و البته در این راه حتی الامکان راهنمائی هائی نیزبرایم داشت ؛ گرچه دبیر ریاضیات بود ... امٌا چنان در ادبیات نیز وارد بود که یک روز در سال 1345 که در کلاس آئین نگارش دانشگاه تربیت معلم غیبت داشت و بنده قاچاقی به آن کلاس رفته بودم تا افتخار آشنائی با جلال آل احمد را بیابم ؛ آل احمد به من گفت : آقا شیخ مهدی علاوه بر سوژه های نابی که می یابد نثر خاصی هم دارد که می تواند بنیانگذار یک مکتب ادبی شود .
 



در راه فولکلوریست شدن ...
 
سال 1336 آقای مرآت ، مدیر دبستان چهار منار یزد  که معلم انشاء ما در سال ششم دبستان هم بود ، یکی از مشوق های من در باصطلاح « یزد شناسی » گردید .وی که می دید من در هندسه و به خصوص حساب ، و مجموعا" در تحصیل ، « زیر صفر » و پس از معدل گیری های آخر هر هفته رقیب آخوند زاده ای دیگر بنام «ع» و آخوند زاده ای سوم ، که از خویشان نزدیک مدیر هم بود ، بنام « ک » هستم امٌا در انشاء به شدٌت با بهروز احسانی ( بعدها خلبان ؟ ) نفر دوم کلاس و به خصوص محمد مدرس زاده ، نفر اوٌل کلاس ( بعدها استاد دانشگاه صنعتی شریف ) رقابت می کنم مرا در انشاء نویسی با موضوعاتی خاص که مثلا" از دیگران کمتر بر می آمد نیز تشویق میکرد ؛ از جمله : بازارخان ( مرکز پارچه فروشی یزد ) را توصیف کنید ! ، وضع یک حمٌام عمومی در روز جمعه را شرح دهید ؛ و البته موضوعاتی مثل اینکه « استاد علم کردن » یعنی چه ؟.
از پدرم که پرسیدم گفت : این حرف ها در کتاب هائی مثل کتاب « کلثوم ننه » آمده اند ...
از عمویم که خیاط بود پرسیدم ؛ مغازه خیاطیش پاتوق بزرگان فامیل بود ، آقا شیخ احمد اوقاف که حاضربود گفت برو کتابخانه جستجوکن . در کتابخانه ی شرف الدین علی یزدی به کمک آقای خلدی ، کتابدار آنجا ، چیزی نیافتم . خود آقای خلدی یاد آوری کرد که کتابخانه ی وزیری یزد هم وجود دارد ! . 
سال قبلش ، 1335 ، که در دبستانی نسبتا" نزدیک تر به آن کتابخانه تحصیل می کردم ، یعنی دبستان حکمت در محله ی لب خندق ، چند مرتبه به آن کتابخانه رفته بودم که بگمانم شعرهای وحشی بافقی، و فرخی یزدی و... را بخوانم . در آن کتابخانه آقای ضیافتی ، کتابدار آنجا ، مرا راهنمائی کرد که چنین متلی در کتابی از امیر قلی امینی وجود دارد ، که مشغول مطالعه شدم .
حجت الاسلام والمسلمین آقا سید علیمحمد وزیری ، بنیانگذار و رئیس هیئت امنای کتابخانه ، و آقا سید علی آیت اللهی که بگمانم پس از ایشان فعالترین عضو هیئت امناء بودند ، گاهی به درون کتابخانه  که معمولا" یکی - دونفر بیشتر کتابخوان نداشت ومخارجش وسیله ی انتقاد از آقای وزیری شده بود ! سرکشی می کردند مرا به کتابخوانی تشویق می کردند که آقا سید علی بیشتر تاکیدشان بر ادبیات و به ویژه کتابهای تاریخی بود ، امٌا آقای وزیری ( که گویا از طلبه های مبرٌز پدربزرگم حجت الاسلام والمسلمین حاج میرزا علی بوده اند و حتی موقع تشییع جنازه ایشان نوحه خوانی جلوی هیئت سینه زنی را شخصا" بر عهده گرفته اند  ) می گفتند پدربزرگِ علیرضا هم اخلاقش این بود که از هر چمن کلی بچیند .... 
دونوع کتاب و مقاله و به طور کلٌی نوشته هامرا به صورتی مستقیم یا غیر مستقیم ، به متون فولکلوریک رهنمود شدند :
- کتابهای امیرقلی امینی ، علٌامه علی اکبر دهخدا ( به خصوص امثال و حکم ) ، و... که ازسال 1337 از نوشته هایشان در نشریه ای دیواری که برای دبیرستان پهلوی ( به کمک ایرج فروهر ) می نوشتم هم استفاده می کردم .
- کتابهای شعر نسیم شمال و داستان کوتاه جمالزاده و دیگران و بعدا" از 1345 جلال آل احمد و نیز صادق هدایت .
- به داستانهای ظهر جمعه ی صبحی مهتدی هم گوش می دادم ؛ و به این ترتیب به خط « اندکی فولکلوریست » شدن افتادم : میهن دوستی و به خصوص نوعی شوینیسم - فرهنگدوستی - کنجکاوی - عشق به مطالعه - خودنمائی ایٌام نوجوانی و جوانی - شهرت طلبی - دسترسی نسبی به امکانات و البته تشویق بزرگترها .       
 



پنج‌شنبه 22 خرداد 1393
:: 12:52 ::  نويسنده : علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi




نخستین اسناد و مدارک انسانشتاسی و مردم شناسی تاریخی ( تاریخ فرهنگ ) ایران (3)
نیرنگستان
صادق هدایت را می توان به درستی پدر مطالعات « فرهنگ مردم » ( فولکلور ) ایران دانست که در سال 1305 مقاله ای در باره « جادو گری در ایران » ( ترجمه و منتشر در سال 1310 در مجله جهان نو ) در مجله ای در فرانسه نوشته است و در 1310 کتاب اوسانه از وی در این حوزه منتشر شده است . امٌا مهمترین اثر مطالعاتی وی در این زمینه را کتاب نیرنگستان ، منتشره در سال 1312 می دانند .
نیرنگستان صادق هدایت حاصل برهه ای از تاریخ ادبیات ایران است که سیاست ملی گرائی حاکم بوده است ، غالب مردم از آن پیروی می کرده اند ، و نویسندگانی بسیار با رغبت کامل و آگاهانه ، یا در همرنگی با جماعت ، در این قلمرو فعٌال شده اند .
هدایت در نیرنگستان به مفهوم یک « فرهنگستان عامٌه » یا مجموعه ای از « فرهنگ مردم » ایران به تحلیل تاریخی برخی از مشهور ترین و عمومی ترین عقاید عامٌه مردم ایران ، و ریشه یابی آنها در آثار باقیمانده از فرهنگ پیش از اسلام ، ایران پرداخته است ؛ و هدف خود را در ابتدای کتاب به این نحو تشریح کرده است :  
«كاوش و تحقيق درباره اعتقادات عوام…، نه تنها از لحاظ علمي و روانشناسي قابل توجه است بلكه برخي از نكات تاريك فلسفي و تاريخي را برايمان روشن خواهد كرد و پس از تحقيق و مقايسه اين خرافات با خرافات ساير ملل مي‌توانيم به ريشه و مبدأ آداب، رسوم، اديان، افسانه‌ها و اعتقادات مختلف پي‌ببريم. زيرا همين قبيل افكار است كه همه مذاهب را پرورانيد، ايجاد نموده و از آنها نگهداري مي‌كند، همين خرافات است كه گلة  آدمي زاد را در دوره‌هاي گوناگون تاريخي قدم به قدم راهنمايي كرده و تعصب‌ها، فداكاري‌ها، اميدها و ترس‌ها را در بشر توليد نموده است و بزرگترين و قديمي‌ترين دل‌داري دهنده آدمي‌زاد به شمار مي‌آيد و هنوز هم نزد مردمان وحشي و متمدن در اغلب وظايف زندگي دخالت تام دارد.» (نيرنگستان، ص9)
فصول نیرنگستان عبارتند از :
آداب و تشریفات زناشویی- تاریخچه- زن آبستن- اعتقادات و تشریفات گوناگون- آداب ناخوشیها- برای برآمدن حاجت ها- خواب- مرگ- تفال ناشی از اعضای بدن- تفال، نفوس، مروا، مرغوا- ساعات، وقت، روز- احکام عمومی- دستورها و احکام عملی- چند اصطلاح و مثل- چیزها و خاصیت آن- گیاه‌ها و دانه ها- خزندگان و گزندگان- پرندگان و ماکیان- داو ودد- بعضی از جشن‌های باستان- جاها و چیزهای معروف- افسانه‌های عامیانه- گوناگون-[۱]
 
*
 
آثاري كه هدايت در زمينه فولكلور گردآورده و نوشته است به شرح زير مي‌باشد:
-         نيرنگستان
-         اوسانه
-         ترانه‌هاي عاميانه
-         متل‌هاي فارسي
-         فلكلر يا فرهنگ توده
-         طرح كلي براي كاوش فلكلر يك منطقه
-         قصه‌ها و افسانه‌ها
-         ترانه‌ها
-         امثال و اصطلاحات محلي
-         وغ وغ ساهاب
 



انسان شناسی ، مردم شناسی و فرهنگ شناسی ایران بزرگ . Anthropology,Ethnology,and Culture of Greater Iran
identification des sources de l'ethnologie d,Iran , et des Bibliographies
درباره وبلاگ

Anthropology,Ethnology,and Culture of Greater Iran . Alireza Ayatollahi با وجود تحصیلات کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکتری مردم شناسی ( در گرایشهای معماری و شهرسازی - فنٌی و اقتصادی ، و فرهنگی ) در دانشگاه پرووانس فرانسه و نهایتا" دعوت به عضویت در هیئت علمی آموزشی دانشگاه شهید بهشتی در سال 1363 و تدریس مردم شناسی فرهنگی در سال 1365 در آن دانشگاه ، اذعان می کنم که در بدو امر مردم شناسی برای من علم نبود ؛ ابدا" علم نبود ؛ بیشتر یک تفنٌن بود : از سال 1335 به جمع آوری فولکلور یا فرهنگ مردم و تاحدودی مردمنگاری آگاهانه و غیر آگاهانه پرداختم . از سال 1345 وسیله ی خود نمائی و کسب شهرت بیشترم می شد و از 1351 اندک در آمدی از این راه . بعدها که در فرانسه به تحصیلات آمایش سرزمین و اقتصاد توسعه پرداختم متوجه شدم که بدون جامعه شناسی در کشورهای پیشرفته و مردم شناسی در کشورهائی نظیر ایران ، مدیریت و برنامه های فنٌی - اقتصادی آنچنان که باید و شاید به اهداف عالی خود نمی رسند . مردم شناسی یک مطالعه است ؛ یک علم به مفهوم حقیقیِ آن نیست ؛ و نتایجی که از مطالعه ی یک مردم شناس به دست می آیند نسبتا" صحیح اند و نسبتا" غلط : نه فقط مردم شناسی ، بلکه تمام علوم انسانی و اجتماعی « نسبی » هستند ؛ و چون ریاضیٌات به پاسخ هائی مطلق نمی رسند . علوم انسانی به همین دلیل روشی جامع و مانع و مسلٌم و مقبول همگان برای مطالعات خود ندارند .هرکسی با سلیقه و دیدگاه خود وارد آنها می شود و روشی پیشنهاد می کندکه باز این روشهای کار هم برخی بیشتر و برخی کمتر مورد قبول و استفاده سایر مطالعه گران قرار می گیرند . ناتوان تر از همه کسانی هستند که به ترجمه روش های مردم شناسی در سایر کشورها می پردازند که غالبا" در شناخت مردم ایران آنطور که باید و شاید کار آئی ندارند . روش و حوزه عمل این مطالعات سبب می شود که برخی « انسان » و به ویژه شیوه رفتار وی را ملاک عمل قرار دهند و به انسانشناسی anthropology معتقد باشند که انگلیسی زبانان دنیای غرب بیشتر در این طیف قرار می گیرند . برخی دیگر معتقدند که چوم اصل شناخت اجتماعی بر « روابط اجتماعی » است بنابر این اصل بر یک اجتماع ( مردم ) و شناخت آن به عنوان یک کل ، یعنی مردم شناسی ethnologie است که فرانسویان و اکثر تحصیلکردگان صادق فرانسه از این طیف اند . فرهنگ می تواند شامل قواعد رسمی و قوانین و مقررات ( که از جمله در جامعه شناسی مورد مطالعه قرار می گیرند )باشد ؛ امٌا چون حاصل رفتار ی عادٌی شده، رسم شده ، سنٌت شده ، و...در میان یک مردم است ، به خصوص در کشورهائی نظیر ایران ، مقتضی روش های شناخت مردم شناسانه است هرچند که اصطلاح فرهنگ شناسی culturologie نیز در دهه های اخیر باب شده باشد . از تدریس در این حوزه ، به خصوص در ایران ، بیزارم ؛ امٌا عاشق و حتی معتاد مطالعات مردم شناسی هستم ؛ و گرچه خود به خود هم به آن می پردازم ؛ امٌا بیشتر دوست دارم که در باره آن با دیگران هم شریک شوم . شما چطور ؟ .
موضوعات
آخرین مطالب
پيوندها

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران