|
شنبه 30 خرداد 1394 :: 19:00 :: نويسنده : علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
عقاید متافیزیکی همیشه ازعقاید مورد توجه مطبوعات ادواری عمومی بوده اند . البته همیشه به این عقاید به نحوی که در اینگونه مطبوعات آمده اند با دیده شک و تردید نگریسته شده است ؛چرا که گاه ازموضوعات برخی ازمطالعات علمی متافیزیکی یابه خصوص کتاب های مذهبی نیزبوده اند . مثل موضوع خواب دیدن که از جمله در کتاب مذهبی « حلیة المتقین » نوشته ملٌا محمد باقر مجلسی هم ،در فصل هشتم ، آمده است . در شماره 712 هفته نامه فردوسی ، مورخ 14 اردیبهشت 1344 آمده است :
شنبه 23 خرداد 1394 :: 10:59 :: نويسنده : علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
منابع : انسان شناسی ، مردم شناسی و مطبوعات ادواری (3) برخی از مطالب چاپ شده در مطبوعات هر عصر و زمان یک جامعه نسبتا" آئینه ای از وضعیت جامعه و مردم و بتابر این رهبردی به مسائل و امور آن جامعه اند . مثل « حرف مردم » در شماره 710 مجله فردوسی هفته آخر فروردین 1344 : حرف مردم .... « مخلص باید پدرش در آید تا برای این که مردم خیال کنند وضعش راست و ریست است یخچال و یا تلویزیون تو منزلش بگذارد . باید سفته و چک و درد سر زندگی قسطی جان آدمیزاد را به لبش بیاورد تا مردم بدانند بله ماهم توسری هستیم ... از آنطرفش هم بدبختی است . آدم باید هزار و یک قید را به جان بکشد ، برای اینکه ( مردم ) « بدشان می آید » مردم « حرف در می آورند » ، مردم « پوزخند می زنند » مردم « لیچار می بافند » !؟ . آدمیزاد فرضا" اگر خواست کت و شلوار راحت بپوشد ، کراوات نزند ، باید دنده اش نرم شود و دور این کار را خط بکشد برای اینکه « برای آدم لغز میخوانند » و یا اگر خواست بچه اش را به دلخواه خودش تربیت بکند ، اختیار زنش را داشته باشد باید چهار چشمی مراقب مردم باشد که مردم چه می گویند ، مردم چه می خواهند، مردم چطور اجازه می فرمایند، میل مبارک مردم چیست ، چه صلاح و مصلحتی را توصیه می کنند و یا چه دستوری صادر می فرمایند ... ! واقعا" حرف مردم ما بدبختی شده است . یارو نوکری داشت و همسایه ها فریاد می زدند که جلوی نوکرت را بگیر که دزد است و هیز ... آنقدرگفتند که ارباب از کوره در رفت و نوکر رابه باد کتک گرفت .... آنگاه همسایه ها زبان شماتت گشودند که این مؤمن عجب مرد سنگدل و ظالم و ستمکاری است ... ! اگرمیخواهید شما هم به روزگار بسیاری از تیره روزان دچار نشوید بفرمائید و با طناب پاره « حرف مردم » تو چاه بروید ! ؟ » . جمعه 22 خرداد 1394 :: 08:29 :: نويسنده : علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
منابع : انسان شناسی ، مردم شناسی و مطبوعات ادواری (2) در روال نگاهی عمومی به منابع انسانشناسی و مردم شناسی ، به ویژه منابعی خواندنی ، سرگرم کننده و ... گاهی کتاب هائی را معرفی می کرده اند که از جمله در شماره 710 مجله فردوسی ، صفحه 15 ، آمده است : در باره کتاب مشاعره :مشاعره یک تفنن مفید و جالب
................... تک نگاری تازه « خیاو » تکنگاری جدید « غلامحسین ساعدی » زیر چاپ است . ساعدی چندی پسش « ایلخچی » را چاپ کرد که با استقبال علاقمندان به پژوهش در احوال مردم روستاها و قراء ایران مواجه شد . خیاو از طرف مؤسسه مطالعات و احقیقات اجاماعی دانشگاه منتشر خواهد شد . ................. در صفحه 17 نیز درباره کتاب « عقاید النساء » ( کلثوم ننه ) که ما قبلا" در باره اش مطلبی آورده ایم یادداشتی وجود دارد . پنجشنبه 21 خرداد 1394 :: 12:00 :: نويسنده : علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
منابع : انسان شناسی ، مردم شناسی و مطبوعات ادواری
در اواخر دهه 1340 و از سال 1340 تا چند سال ، که هنوز چون امروز انسان شناسی و مردم شناسی به عنوان حوزه هائی از مطالعات علوم انسانی برای مردم ایران شناخته نشده بودند ، آگاهی از آداب و رسوم و عقاید و عادات و نظایر آنها برای آنان حکم مطالبی برای ارضاء حسٌ کنجکاوی و نیز تفنٌن و سرگرمی داشتند . لذا علاوه بر آنچه که در مطبوعات ادواریِ به اصطلاح علمی می آمد مطالبی در باره فرهنگ مردم در مطبوعات ادواری عمومی نقل می شد که از طرفی و در هر حال از منابع مطالعاتی مردم شناسی به شمار می روند ؛ و از طرف دیگر گاه به معرفی منابع مردم شناسی می پردازند و نهایتا" گاه تحلیل و تفسیر هائی ژورنالیستیک در این حوزه دارند .
مثلا" در شماره 710 مجلٌه فردوسی ، مورخ 24 فروردین 1344 ، صفحه 3 ، تحت عنوان « از صحنه های تهران » ، عکسی آمده است که حاکی از چگونگی شغل نامه نویسی در تهران آن زمان است :
نامه نویس ، و نوع لباس و نشستن وی ؛ و نوع مشتریش که زنی چادرنمازی است
محل کارش که در پیاده روی خیابان است و احتمالا" فقط در روز
ابزار کارش که کاغذ و قلم و دوات جوهر است
واشاره به بخشی از محتویات متداول چنان نامه هائی : « کربلائی اصغر را دیده بوسی مشتاقم ! » .
نامه نویسی برای انبوه بیسوادان تهران نه تنها یک شغل بود بلکه تخصص هم محسوب می شد ، و فراتر از آن عریضه نویسی و عرضِ حال نویسی و دادخواست نویسی در مقابل دادگاه ها .
چهارشنبه 13 خرداد 1394 :: 21:30 :: نويسنده : علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
یکشنبه 05 بهمن 1393 :: 21:47 :: نويسنده : علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
دکتر خسرو خسروی
در فرهنگ مردم ایران ، انسانشناسی و مردم شناسی این مرز و بوم ممکن است ده ها « دکتر » در مردم شناسی ، حتی در کسوت استاد دانشگاه ، داشته باشیم که یا جوهره ی مردم شناسی را در نیافته باشند ، یا کاری قابل توجه در رشته مردم شناسی انجام نداده باشند ؛ یا اگر انجام داده اند چاپ و نشر نیافته باشد .
یا برعکس ، نوشته های زیادی تحت عنوان فرهنگ مردم و مردم شناسی بنام یک شخص خاص وجود داشته باشد که در واقع یا فرهنگ مردم و مردم شناسی نباشد یا اثر حقیقی شخص مزبور نبوده با رانت اداری ، سرقت ادبی و امثال آن بنام وی آمده باشد ؛ و این بخش از این نظر مهم است که معمولا" در جهان کارهای مردم شناختی را بنا بر نام مردم شناسان می شناسند و از اینجاست که در کتابنگاری ها نام پدید آورنده در ابتدا می آید و پژوهشگران یزرگ جهان از همان نام نویسنده ، محتوای اثر وی را حدس می زنند ؛ مثل محتوای آثار داستانپردازانی چون صادق هدایت و جلال آل احمد که گرایشی به مردم شناسی ایران دارد ، از منابع مردم شناسی ایران است ، و درعین حال این بزرگان ادبیات فارسی خود را مردم شناس معرفی نکرده اند .
مهم تر از داستانها و نوشته هائی نظیر آنها ، مونوگرافی هائی هستند که حتی توسط غیر مردم شناسان تهیه شده اند امٌا ار منابع قابل توجه ، و گاه بسیار با ارزش فرهنگ مردم و مردم شناسی به شمار می روند . یکی از این مونوگرافی ها که در سال 1342 توسط دانشگاه تهران منتشر شده است مونوگرافی ئی از جزیره خارک توسط دکتر خسرو خسروی به کتابنگاری زیر است :
خسروی ، خسرو . جزیرهء خارک در دورهء استیلای نفت . چهارمین شماره از دفترهای مونوگرافی ، ( بی چ ) . تهرات : انتشارات مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی . شمارهء یازده . چاپخانه دانشگاه . شهریور 1342 . 142 صفحه .
سهشنبه 30 دی 1393 :: 16:09 :: نويسنده : علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
منابع فرهنگ مردم (فولکلور) و مردم شناسی ایران نزد صادق هدایت
سالهای 1342 و 1343 سالهائی بود ند که از طرفی برخی از معلمان ادبیاتمان چون ابرقوئی و صبور ، و حتی مدیردبیرستانمان ، آقای طباطبائی ( چون آقای ناصر مهریزی مدیرقبلی دبیرستان ) و ناظممان ، آقای مشروطه ، مرا به فعالیت های ادبی تشویق می کردند ، و از طرف دیگر شهرت صادق هدایت در ایران به شهرستانها رسیده و در آنجا نیز خیز بر می داشت .
حال ( قبل از اینکه حاجی آقا و دیگر کتاب ها شهرت یابند ) دو کتاب ، یکی به صورتی مستقیم تر مربوط اه فرهنگ مردم و دیگری به صورتی غیر مستقیم تر به آن مراوط می شدند و در دسترس بنده بودند .
به صورتی غیر مستقیم تر :
- هدایت ، صادق . علویه خانم و ولنگاری که شامل مقاله ای از هدایت در باره « فرهنگستان زبان ایران » و نیز پرده داری و معرکه گیری در ایران آمده است .
- هدایت ، صادق . نیرنگستان . شامل :
-آداب و رسوم بچه داری
- آداب ناخوشی ها
- برای برآمدن حاجت ها
- خواب
- مرگ
- تفآل ناشی از اعضای بدن
- احکام عمومی
- دستور و احکام علمی
- جاها و چیزهای مشهور
- افسانه های عامیانه
که این کتاب یکی از منابع بسیار ارزشمند فرهنگ مردم در ایران به شمار می رود . اکثر کتاب های صادق هدایت برخاسته از فرهنگ مردم ایران هستند ؛ به اضافه ی آنکه کویا نخستین قواعد جمع آوری فولکلور را وی در فرانسه جمع آوری کرده ، به فارسی ترجمه کرده و در اختیار سید ابو القاسم انجوی شیرازی نهاده است که به این اعتبار صادق هدایت را بنیانگذار مطالعات فرهنگ مردم در ابران هم ذکر کرده اند (1)
(1)
انجوی شیرازی کتابچه ای محض راهنمای فرهنگ مردم تهیه دیده بود که مدعی بود نوشته صادق هدایت است ؛ امٌا با وجود این ادعا هیچگاه حاضر نشد آنچه را که مدعی بود به خط شخص صادق هدایت است به من و امثال من نشان دهد . کتابچه هم در آخرین روز همکاری من با مرکز فرهنگ مردم ، تابع سازمان رادیو - تلویزیون ایران ، در زمستان 1355 ، به سرقت رفت و شاید یاد آوری این موضوع نیز خالی از لطف نباشد که به دلیل برخی از رفتارهای انجوی و اتفاقاتی که در آن مرکز رخ می داد برخی نام آن را « مرکز نیرنگستان » نهاده بودند !
یکشنبه 28 دی 1393 :: 12:49 :: نويسنده : علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
جستجوی وسیله ای برای گذراندن اوقات فراغت و بیشتر به دلیل کنجکاوی ، یا فقط برای سرگرمی ، سبب می شود مردم شناسان یا کسانی که بعدا" مردم شناس می شوند به سوی مقالات ، گزارش ها ، و به خصوص کتاب هائی جلب شوندکه مجموعا" ارزشی منفی دارند ؛ یا بی ارزش و کم ارزش اند ، و در خصوص کتاب های اخیر الذکر که البته شاید به خواندنشان بیارزد (1) ، و درصورت مورد اعتماد بودن در استناد شاید مطالبی از آنان استحصال شود ؛ مثلا" به نظر ما :
- علی اصغر مهاجر . زیر آسمان کویر .
در همین ردیف مقالات باستانی پاریزی شیرین و سرگرم کننده ؛ و در عین حال تا حدود زیادی قابل نقل و استناد اند .
برخی از منابع مورد استفاده ی مردم شناسی که در سالهای نخستین دهه ی 1350 ، یعنی 1340 - 1341 و 1342 منتشر شده اند عبارتند از :
- وزیری کرمانی ، احمد علی خان . تاریخ کرمان
- کلانتر ضرٌابی ، عبدالرحیم ( سهیل کاشانی ) . تاریخ کاشان
- مستوفی ، عبدالله . شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه
- شمیم ، علی اصغر . ایران در دوره سلطنت قاجار
به نظر ما نمی توان به مردم شناسی در یک محل و منطقه پرداخت بدون آنکه از تاریخ اقتصادی - اجتماعی و فرهنگی آن مطلع بود ( و البته به شرط آنکه آنچه را که در تاریخ و فرهنگ یک مردم آمده است عینا" فرهنگ کنونی آن مردم که اصل موضوع مردم شناسی است به حساب نیاوریم . ) .
- کیا ؛ صادق ( زیر نظر ) زناشوئی در آئینه ورزان
(1) . مرحوم دکتر محمود روح الامینی از اینکه برخی چنین کتای هائی را مستقیما" از منابع مردم شناسی می شناسند به شدٌت گله داشت .
شنبه 27 دی 1393 :: 09:24 :: نويسنده : علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
قبلا"بنویسم که فضل الله صبحی مهتدی ، بگمانم بین سالهای 1339 تا 1342 « قصٌه ظهرجمعه » رادیو ایران را می گفت و من هم گاه ، و اغلب سر سفره ناهار که رادیو باز بود ، آن ها را گوش می کردم . گاهی به نام قصٌه هائی که در حال فراموشی کامل بودند ، طول و تفصیل زیادی داشتند ، و ... اشاره می کرد و از شنوندگان می خواست که اگر آن قصٌه ها را می دانند برایش بفرستند که من هم چند قصٌه را از یزد برایش فرستادم . یادم می آید یک روز نام قصٌه ای بنام رطل دوغ پشم بوغ .... با چیزی شبیه به این را برد که من حتی معنی نامش را درست نفهمیدم و قاه قاه خندیدم که این دیگر چه قصٌه ای است ؟! . پدرم گفتند چنین قصٌه ای وجود دارد و مادرشان پنجاه سال قبلش که اواخر حکومت قاجار بوده است برایشان تعریف کرده است و شاید هنوز هم به خاطر داشته باشد . ...
مادربزرگم ، مادر پدرم ، مرحومه بی بی رباب آیت اللهی ، پدرم ، مرحوم آقاشیخ جواد آیت اللهی ، دائی پدرم ، مرحوم آقا سید مهدی آیت اللهی ، و مرحوم محمد زرکش در آن حوالی سال 1339 - 1342 از جمله ی اشخاص بسیار پر حافظه و خوش بیان بودند که مطالبی فولکلوریک و تاریخی را به خوبی نقل می کردند و من هم در آن دوره نوجوانی و نامجوئی و شهرت طلبی برخی از آنها را به مقتضای خواست مطبوعات آن زمان یادداشت می کردم و برایشان می فرستادم .
چند قصٌه را هم ، که مادربزرگم با آب و تاب برایم تعریف کرده بود و فکر می کردم هیچکس کامل تر از او روایت نکرده است ، برای مرحوم صبحی مهتدی فرستادم که می گفتند در یک برنامه ، که شخصا" گوش نکرده ام ، نوشته من را از یهترین ها ، یا بهترین روایت ، معرفی و تشکر کرده است که البته متاسفانه خود من آن برنامه را گوش نکرده ام .
نقش صبحی مهتدی در تهیه امنابع اطلاعاتی مردم شناسی ایران ، علاوه بر کتاب هائی که در مجموعه افسانه ها چاپ کرده است ، در اینجاست ...
البته بعدا" ، بگمانم زمستان 1345 ، که برخی ازما دانشجویان دانشگاه تهران را برای بازدید از رادیو ایران بردند ، و از جمله در آنجا از بخش برنامه فرهنگ مردم هم که مرحوم سید ابو القاسم انجوی شیرازی در آن حضور داشت بازدید کردیم ، متوجه شدم که قصٌه ها نزد انجوی شیرازی بود . وی به من قول داد کپی هائی از آنها به من بدهد و تا یهار 1356 که در ایران و در ارتباط گاه به گاه کاری با وی بودم بر سر قولش بود ولی هیچگاه به قولش عمل نکرد ! .بگمانم چون صبحی با صادق هدایت ، راهنمای انجوی در فولکلور ، و انجوی رابطه خوبی نداشته است انجویآثاروی راپس از استفاده از بین برده باشد که البته چنین رفتارهائی نزد انجوی کم نبود ...
پنجشنبه 25 دی 1393 :: 20:33 :: نويسنده : علیرضا آیت اللهی Alireza Ayatollahi
در سالهای 1340 - 1339 و بیشتر در دهه ی 1350، ما جوانان در « مطالعاتی برای پرکردن اوقات فراغت خود » بیشتر به سوی کتاب های مقتضای سنٌ خود جلب می شدیم :
- کتاب های قصٌه یا به اصطلاح قصٌه های قدیمی ایرانی
- کتاب های داستان ها و نوول های ایرانی و خارجی
- کتاب های شعر ؛ به ویژه شعرهای عاشقانه
- کتاب های تاریخ ، به ویژه تاریخ اجتماعی و فرهنگی زادگاه خود و ایران
- سفرنامه ها که درکتابخانه های یزد کم بودند و از دیگران قرض می گرفتیم ( آن زمان در تهران اینگونه کتاب ها را که معمولا" فقط یک بار خوانده می شوند کرایه می داده اند ) .
- کتاب های فولکلوریک به طور کلٌی و کشیده می شدیم به سوی کتاب های جغرافیائی و غیره که آنها نیز به این نوع از کتاب ها اضافه می شدند ....
ضمن آنکه ( اگرچه در سال 1340 من به دلیل بیماریی ناشناخته در یزد ، و کم توانی جسمانی حاصل از آن ، آزاد گذاشته شده بودم و چندان تحصیل نمی کردم ... ) به رشته ی تحصیلی بسیار مورد علاقه ی من ، رشته ادبی ، هم مربوط می شدند ؛ و بنابر این در سال 1342 و به خصوص در سال 1343 کتاب هائی که می خواندم ، تا آنجا که به یادم می آید و ذهن خود را در فراموشی یا اشتباه با تاریخی از مطالعه بعد از آن صائب نمی دانم ، چنین کتاب هائی بودند :
- عبدالحسین آیتی . آتشکده یزدان
- سید عبدالحجة بلاغی . تاریخ نائین
- سرپرسی سایکس . هشت سال در ایران
- محمد بهمن بهمن بیگی . عرف و عادت در عشایر فارس
- جلال آل احمد . سه تار
- محمد تقی دامغانی . احوال شخصیه زردشتیان ایران
- علی خوروش دیلمانی . جشن های باستانی ایران
- یحیی ذکاء . لباس زنان ایران ...
- بیات اروج بیک . دون ژوئن ایرانی
- محمد علی جمالزاده . یکی بود یکی نبود .
- صبحی فضل الله مهتدی . افسانه های کهن
در فولکلور تا حدودی مدیون صبحی مهتدی هستم که بعدا" خواهم نوشت ؛ امٌا در نقل تاریخ مطالعه کتاب ها توسط خودم ، مسلما" اشتباهاتی دارم که خواهشمندم مرا ببخشید . اصل بر ذکر چگونگی مردم شناس شدن یک ایرانی و برخی از منابع حاوی اطلاعات و مربوط به مردم شناسی در آخرین سالهای دهه 1340 است .
انسان شناسی ، مردم شناسی و فرهنگ شناسی ایران بزرگ . Anthropology,Ethnology,and Culture of Greater Iran identification des sources de l'ethnologie d,Iran , et des Bibliographies درباره وبلاگ موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها |
|||||
|
|
|||||